روز گذشته محمد رستمی، نماینده مردم نیشابور، فیروزه، زبرخان و میان جلگه از بیتوجهی مسئولان مربوطه به فعالسازی معادن کشور، انتقاد نموده و با تاکید بر اهمیت توجه به حوزه معادن به عنوان یکی از مهمترین مولفههای توسعه اقتصادی کشور، گفته است:حدود ۹۰ درصد از ذخایر مس کشور هنوز استخراج نشده است و این در حالی است که بسیاری از صنایع دنیا نیازمند مس هستند...
معدنی ها /فائزه پناهی؛ روز گذشته محمد رستمی، نماینده مردم نیشابور، فیروزه، زبرخان و میان جلگه از بیتوجهی مسئولان مربوطه به فعالسازی معادن کشور، انتقاد نموده و با تاکید بر اهمیت توجه به حوزه معادن به عنوان یکی از مهمترین مولفههای توسعه اقتصادی کشور، گفته است:حدود ۹۰ درصد از ذخایر مس کشور هنوز استخراج نشده است و این در حالی است که بسیاری از صنایع دنیا نیازمند مس هستند و اگر بتوانیم از معادن آن با حجم بیشتری استخراج کنیم قطعا ارز حاصل از این بخش کمک بزرگی به رشد اقتصادی کشور خواهد کرد.
طرح این گزاره که بخش عمدهای از ذخایر مس کشور هنوز استخراج نشده، در نگاه اول وسوسهبرانگیز است؛ انگار با یک تصمیم میتوان شیرِ ثروت را باز کرد اما تجربه جهانی دقیقاً خلاف این را میگوید: هیچ کشوری با شتاب در استخراج ثروتمند نشده، بلکه با «مدیریت استخراج» به نتیجه رسیده است.
در شیلی، بزرگترین تولیدکننده مس جهان، تمرکز صرفاً روی بالا بردن میزان برداشت نیست؛ این کشور سالهاست با سرمایهگذاری سنگین روی بهرهوری، فناوری و تکمیل زنجیره ارزش، از هر تن مس بیشترین بازده اقتصادی را میگیرد. به بیان ساده، آنها کمتر هدر میدهند، نه لزوماً بیشتر استخراج میکنند.
در استرالیا، معادن عملاً به مراکز داده تبدیل شدهاند؛ از سنسورهای لحظهای تا تحلیلهای هوشمند، همه چیز برای کاهش هزینه و افزایش راندمان طراحی شده است. نتیجه این است که حتی معادن با عیار پایین هم اقتصادی میشوند، بدون اینکه فشار بیرویه برای استخراج بیشتر ایجاد شود.
در کانادا هم اما، مساله اصلی تامین مالی است؛ پروژههای معدنی با ابزارهای متنوع بازار سرمایه تامین مالی میشوند، نه با تصمیمات کوتاهمدت و دستوری. سرمایهگذار میداند وارد یک بازی بلندمدت با قواعد شفاف شده، نه یک فضای پرریسک و متغیر.
حالا این تصویر را بگذاریم کنار وضعیت داخلی؛ جایی که هنوز بخش قابل توجهی از استخراج با بهرهوری پایین، تکنولوژی محدود و حداقل ارزش افزوده انجام میشود؛ در چنین شرایطی، اصرار بر افزایش استخراج بیشتر، شبیه این است که یک سیستم ناکارآمد را فقط بزرگتر کنیم.
در واقع مساله اصلی، کم استخراج کردن نیست؛ بد استخراج کردن است، اگر همان ۱۰ درصد فعلی با استانداردهای جهانی مدیریت میشد، امروز سهم معدن در اقتصاد کشور چند برابر بود. اما وقتی خروجی فعلی در سطوح پایین ارزش افزوده متوقف میشود، افزایش استخراج فقط به معنای تکرار همان خطا در مقیاس بزرگتر است.
نکته مهمی که در ادبیات رسمی کمتر گفته میشود این است که همه ذخایر قرار نیست فوراً استخراج شوند، بسیاری از کشورها عمداً بخشی از منابع خود را نگه میدارند تا با فناوریهای پیشرفتهتر و در زمان مناسبتر، بهرهبرداری بهینهتری داشته باشند؛ استخراج بیبرنامه، در عمل به معنی سوزاندن دارایی نسلهای آینده است.
در این چارچوب، شاید گزاره درست این باشد: مساله این نیست که چرا ۹۰ درصد استخراج نشده، بلکه این است که چرا همان ۱۰ درصد هم به یک مزیت رقابتی تبدیل نشده است.
اگر قرار است تغییری رخ دهد، مسیرش روشن است؛ نه از مسیر شعار استخراج بیشتر، بلکه از اصلاح مدل: ورود فناوری، تامین مالی حرفهای، ثبات مقررات و مهمتر از همه، تکمیل زنجیره ارزش. در غیر این صورت، حتی اگر روزی آن ۹۰ درصد هم استخراج شود، تنها چیزی که بزرگتر میشود، ابعاد همان ناکارآمدی فعلی است.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنیها"؛ شما میتوانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنیها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.