یک پیشداوری قدیمی درباره معدن وجود دارد که میگویند:"اگر خودی نباشی، وارد بازی نمیشوی." انگار معدن صنعتی است با چند صندلی محدود که از قبل بین عدهای تقسیم شده و تازهواردها فقط باید بیرون گود بایستند و تماشا کنند، اما آیا واقعاً معدن در همه جای دنیا همینقدر بسته است؟
معدنی ها /فائزه پناهی؛ معدن در سراسر جهان صنعتی سخت، سرمایهبر، پرریسک و بهشدت تخصصی است؛ صنعتی که یک اشتباه در اکتشاف میتواند میلیونها دلار سرمایه را بسوزاند و یک پروژه موفق ممکن است بیش از یک دهه تا رسیدن به تولید فاصله داشته باشد. بنابراین طبیعی است که ورود به آن آسان نباشد. اما سخت بودن ورود با بسته بودن بازی فرق دارد، در کشورهای معدنی پیشرفته، دقیقاً برای همین مسئله یک لایه مهم در اکوسیستم معدن شکل گرفته است: شرکتهای Junior.
کانادا نمونه روشن این مدل است. شرکتهای Junior معمولاً معدن تولیدی ندارند و روی اکتشاف و پروژههای پرریسک اولیه تمرکز میکنند؛ سرمایه را از بازار سهام جذب میکنند و اگر ذخیره اقتصادی کشف شد، پروژه را خودشان توسعه میدهند یا به شرکتهای بزرگتر میفروشند و شریک میگیرند. طبق داده دولت کانادا، تعداد شرکتهای Junior در این کشور چند برابر شرکتهای Senior است و این شرکتها حدود نیمی از هزینههای اکتشاف و ارزیابی ذخایر را به خود اختصاص دادهاند؛ یعنی در یک اکوسیستم معدنی سالم، قرار نیست شرکت بزرگ از روز اول همه چیز را در اختیار داشته باشد.
این دقیقاً همان چیزی است که میتواند یک صنعت سنگین را از یک باشگاه بسته به یک زنجیره رقابتی تبدیل کند،البته حتی در کشورهای توسعهیافته هم معدن، صنعت بیدردسری نیست. مجوزها، محیطزیست، مخالفت جوامع محلی، تأمین مالی، مالیات، زیرساخت و دسترسی به زمین میتوانند پروژه را سالها عقب بیندازند. همین روزها هم در کشورهایی مثل کلمبیا، فعالان معدن از تأخیرهای قانونی، پیچیدگی مجوزها و فرآیندهای مشورت با جوامع محلی بهعنوان مانع سرمایهگذاری انتقاد میکنند.
پس مسئله جهانی معدن، «نبودن مانع» نیست؛ مسئله این است که مانع باید قابل پیشبینی باشد و سرمایهگذار باید بداند اگر پول، دانش و ریسک را پذیرفت، چه مسیری پیش روی اوست.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که بهجای ریسک اکتشاف، ریسک اصلی سرمایهگذار چیز دیگری باشد: اینکه چه کسی را میشناسد، چه کسی امضا میکند، چه کسی مجوز میدهد و چه کسی میتواند یک پروژه را متوقف یا تسریع کند، و اینجاست که واژه «مافیا» وارد ادبیات معدن میشود؛ البته نباید هر تمرکز مالکیتی یا هر شبکه ارتباطی را مافیا نامید. صنعت معدن ذاتاً به سمت تمرکز میرود؛ چون پروژههای بزرگ به سرمایه عظیم، فناوری، زیرساخت و توان تحمل ریسک نیاز دارند. حتی OECD هشدار میدهد که تولید بسیاری از مواد معدنی حیاتی جهان بهشدت در چند کشور متمرکز شده است؛ سه کشور برتر بیش از دو سوم تولید کبالت، لیتیوم و نیکل جهان را در اختیار دارند.
نکته مهم اما اینجاست که تمرکز اقتصادی با انحصار غیررقابتی یکی نیست، در یک بازار سالم، شرکت بزرگ باید به دلیل سرمایه و تکنولوژی برنده شود؛ نه به دلیل اینکه رقیب کوچک اصلاً نتواند وارد زمین شود؛ بانک جهانی هم در ارزیابی بخش معدن کشورها، دقیقاً روی همین نقطه دست میگذارد: قوانین، مجوزها، حکمرانی، شفافیت، قراردادها، دسترسی به دادههای زمینشناسی، زیرساخت و توان جذب سرمایه باید طوری طراحی شوند که بخش خصوصی بتواند وارد زنجیره معدن شود.
بنابراین شاید سؤال درست برای ایران این نباشد که «آیا مافیای معدن وجود دارد؟»
سؤال جدیتر این است:
آیا ساختار معدن ایران به اندازهای شفاف و رقابتی هست که یک شرکت تازهنفس بتواند بدون داشتن پشتوانه سیاسی و ارتباطی، فقط با سرمایه، تخصص و ایده وارد شود؟ اگر پاسخ مثبت است، باید مسیر ورود به معدن را روی کاغذ و در عمل دید.
چند شرکت جدید در سالهای اخیر وارد اکتشاف شدهاند؟
چه سهمی از مجوزهای اکتشافی به شرکتهای تازهوارد رسیده؟
چند پروژه کوچک توانستهاند به مرحله معدن برسند؟
چند شرکت Junior واقعی در ایران داریم؟
آیا دادههای اکتشافی به اندازه کافی در دسترس همه سرمایهگذاران است؟
و مهمتر از همه، آیا کسی که سرمایه و تخصص دارد، میتواند بدون «آشنا داشتن» وارد بازی شود؟
و دقیقا اینها شاخصهای واقعی سنجش مافیا یا رقابتاند؛ نه شایعات بازار.
نهایتا این که معدن برای ورود، لزوماً درِ کوچکی ندارد؛این قواعد ورود است که اگر مبهم باشد، شائبه «باشگاه بسته» ساخته میشود و یک صنعت معدنی قدرتمند نباید فقط چند معدن بزرگ و چند شرکت بزرگ داشته باشد؛ باید آنقدر امکان ورود ایجاد کند که نسل بعدی شرکتهای معدنی، امروز از دل اکتشافات کوچک متولد شوند.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنیها"؛ شما میتوانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنیها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.