
معدنی ها / ماجرا وقتی عجیبتر میشود که بدانیم بخشی از همین نیروهای متخصص، سالها در اکتشاف، حفاری، استخراج و مدیریت پروژههای معدنی فعالیت کردهاند؛ اما امروز بازار کار برای آنها جای کافی ندارد. به این ترتیب، صنعت معدن ایران با یک تناقض جدی روبهروست: متخصص ایرانی را از دست میدهیم و همزمان برای جبران کمبود، به فکر واردات متخصص میافتیم.
این تناقض فقط به بازار کار محدود نمیشود. کاهش استقبال از رشتههای دانشگاهی معدن و زمینشناسی، مهاجرت فارغالتحصیلان، اشتغال متخصصان در مشاغل غیرمرتبط و خروج نیروهای باتجربه از پروژههای معدنی، زنجیرهای از مشکلات را شکل داده که امروز خود را در قالب «کمبود نیروی متخصص» نشان میدهد. پرسش اینجاست که آیا واقعاً نیروی متخصص نداریم یا ساختار مدیریتی و اقتصادی معدن نتوانسته نیروهای موجود را حفظ کند؟
آیدین زینالزاده، کارشناس و فعال باسابقه حوزه معدن، معتقد است مسئله اصلی معدن ایران کمبود نیروی متخصص نیست، بلکه ناتوانی در حفظ و بهکارگیری نیروهای داخلی است. از نگاه او، کاهش استقبال از رشتههای معدنی، مهاجرت فارغالتحصیلان و خروج نیروهای باتجربه از بازار کار، نتیجه سالها بیتوجهی به شرایط شغلی، درآمد، امنیت حرفهای و ساختار مدیریتی این بخش است.
اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا ایران روزی به متخصص خارجی نیاز پیدا میکند یا نه؛ پرسش این است که چرا پیش از آنکه متخصص وارد کنیم، برای نگه داشتن متخصص ایرانی کاری نکردهایم؟ آیدین زینالزاده، این تناقض را از زاویه نیروی انسانی، مهاجرت، بیکاری متخصصان و سیاستهای مدیریتی بخش معدن بررسی کرده است.
زینالزاده با اشاره به وضعیت رشتههای دانشگاهی معدن و زمینشناسی گفت: سالهاست هشدارها درباره آینده نیروی انسانی بخش معدن جدی گرفته نشده است. به گفته او، زمانی ورود به رشتههای معدنی با رقابت بالایی همراه بود، اما امروز برخی دانشگاهها به دلیل کاهش استقبال، آموزش این رشتهها را متوقف کردهاند.
وی افزود: وقتی یک جوان پس از سالها تحصیل و فعالیت تخصصی، آینده روشنی برای خود نمیبیند، طبیعی است که به مهاجرت، تغییر شغل یا خروج از بازار معدن فکر کند. این اتفاق به مرور باعث شده بخشی از ظرفیت انسانی کشور از دست برود و امروز همان خلأ به عنوان کمبود نیروی متخصص مطرح شود.
این فعال معدنی معتقد است مهاجرت متخصصان را نمیتوان تنها یک تصمیم شخصی دانست. شرایط اقتصادی، درآمد نامتناسب با سختی کار، نبود امنیت شغلی و محدود بودن مسیر پیشرفت حرفهای، مجموعه عواملی هستند که انگیزه ماندن را کاهش میدهند.
زینالزاده اظهار کرد: مهندسان معدن و زمینشناسان علاوه بر تحصیلات دانشگاهی، تجربه میدانی ارزشمندی دارند که در بسیاری از موارد حاصل سالها کار در شرایط سخت است. با این حال، ساختار موجود نتوانسته از این تجربه بهدرستی استفاده کند و حتی بخشی از نیروهای باتجربه نیز از چرخه فعالیت تخصصی خارج شدهاند.
وی در عین حال تأکید کرد که استفاده از نیروی متخصص خارجی بهخودیخود اتفاق منفی نیست. زینالزاده تجربه فعالیت خود در بخش حفاری را مثال زد و گفت در یکی از پروژهها، نیروهای حفار خارجی در کنار جوانان ایرانی قرار گرفتند و نتیجه این همکاری، تربیت نیروی متخصص داخلی بود.
او افزود: اگر متخصص خارجی برای انتقال دانش، آموزش نیروهای ایرانی و ایجاد ظرفیت جدید وارد کشور شود، میتواند به توسعه کمک کند. اما اگر قرار باشد نیروی خارجی جایگزین متخصص ایرانی شود، نهتنها مشکل حل نمیشود، بلکه خروج نیروهای داخلی از چرخه فعالیت نیز تشدید خواهد شد.
زینالزاده با اشاره به تجربه تربیت نیروهای جوان گفت: در یکی از پروژهها جوانانی جذب شدند که حتی یکبار حفاری را از نزدیک ندیده بودند. این افراد در کنار حفاران خارجی آموزش دیدند و پس از چند سال توانستند گمانههای عمیق را اجرا کنند.
وی ادامه داد: برخی از همین نیروها امروز خودشان به تربیت نسل بعدی حفاران مشغولاند. این تجربه نشان میدهد اگر فرصت، آموزش و میدان فعالیت برای جوانان ایرانی فراهم شود، میتوان بخش قابلتوجهی از نیازهای تخصصی معدن را در داخل کشور تأمین کرد.
معدن قربانی مدیرسازی
این کارشناس حوزه معدن بخش دیگری از مشکلات را به ساختار مدیریتی مرتبط دانست و بیان کرد: ضعف در نظام ارتقا، حضور افراد غیرمتخصص در برخی جایگاههای مدیریتی و بیتوجهی به انگیزه کارکنان، باعث شده بسیاری از نیروهای توانمند امکان رشد و ادامه فعالیت نداشته باشند.
وی افزود: نمیتوان از یک طرف متخصص ایرانی را از میدان خارج کرد و از طرف دیگر برای کمبود نیروی انسانی به کشورهای دیگر نگاه کرد. ابتدا باید مشخص شود چه تعداد متخصص در کشور داریم، چه تعداد بیکارند و چه تعداد از آنها در مشاغل غیرمرتبط فعالیت میکنند.
زینالزاده با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: با حدود ۲۵ سال سابقه در بخشهای مختلف معدن، از ابتدای سال ۱۴۰۵ بیکار هستم. وی افزود: در سالهای گذشته در حوزههای اکتشاف، حفاری، مدیریت و بخش خصوصی فعالیت کرده و در چند پروژه برای تربیت نیروی انسانی و ایجاد اشتغال تلاش کرده است.
او ادامه داد: با وجود سابقه و تجربه، پیشنهادهایی دریافت کرده که از نظر دستمزد و شرایط همکاری با یک نیروی تازهفارغالتحصیل قابل مقایسه بوده است. حتی در دوره بیکاری نیز برخی مجموعهها برای حل مسائل تخصصی خود با او تماس گرفتهاند، اما حاضر به همکاری رسمی نشدهاند.
مسئله نیروی انسانی معدن در نهایت یک بحران عددی ساده نیست؛ مسئله به نحوه مدیریت و حفظ سرمایه انسانی کشور بازمیگردد. صنعت معدن برای توسعه اکتشاف، افزایش تولید و اجرای پروژههای جدید به نیروی متخصص نیاز دارد، اما این نیاز زمانی پایدار خواهد بود که متخصص ایرانی نیز امنیت شغلی، درآمد متناسب و آینده حرفهای داشته باشد.
اگر واقعاً در برخی حوزههای تخصصی با کمبود نیرو مواجهیم، باید این کمبود دقیق، شفاف و مستند اعلام شود و برای آن برنامه تربیت نیرو تدوین شود. استفاده از متخصص خارجی نیز میتواند در چنین شرایطی بخشی از راهحل باشد؛ به شرط آنکه با انتقال دانش و توانمندسازی نیروهای داخلی همراه شود.
در غیر این صورت، واردات مهندس معدن و زمینشناس در شرایطی که بخشی از متخصصان ایرانی بیکار یا مهاجرند، بیش از آنکه نشانه توسعه باشد، زنگ خطری برای سیاستگذاری نیروی انسانی در معدن ایران خواهد بود. معدن ایران پیش از آنکه به مهندس خارجی نیاز داشته باشد، به سیاستی نیاز دارد که مهندس ایرانی را نگه دارد.
| لینک مطلب: | http://madaniha.ir/News/237442.html |