
معدنی ها /فائزه پناهی؛ایران با شناسایی ذخایر عناصر نادر خاکی، راهاندازی پایلوت فرآوری و برنامه احداث کارخانه مروست، نخستین گامهای این زنجیره را برداشته است؛ اما چالش اصلی دیگر اثبات وجود معدن نیست. مسئله این است که ایران از ماده معدنی استخراجشده، تا کجای زنجیره ارزش میتواند محصول اقتصادی تولید کند.
مونازیت مروست محصول نهایی نیست؛ ترکیبی از چند عنصر است که برای رسیدن به اکسیدهای خالص، فلز، آلیاژ و در نهایت محصولاتی مانند آهنرباهای دائمی، به فرآیندهای پیچیده جداسازی و خالصسازی نیاز دارد. در واقع، ارزش اصلی این زنجیره نه در استخراج سنگ، بلکه در توانایی تفکیک عناصر و رساندن آنها به خلوص موردنیاز صنایع پیشرفته شکل میگیرد.
از این منظر، عددهایی مانند ذخیره اعلامشده ۱۲۰ میلیون تن، بهتنهایی نمیتوانند ارزش اقتصادی پروژه را مشخص کنند. آنچه اهمیت دارد، عیار واقعی عناصر هدف، ترکیب ذخیره، نرخ بازیابی، هزینه فرآوری و ظرفیت تولید محصول نهایی است. حتی مشخصبودن ذخیره بزرگ، بدون فناوری اقتصادی برای جداسازی، الزاماً به معنای ایجاد یک صنعت سودآور نیست.
نقطه ابهام بعدی، کارخانه مروست است. قرار است این کارخانه دقیقاً چه محصولی تولید کند؟ اکسید کدام عناصر، با چه خلوصی و در چه ظرفیتی؟ و مهمتر از همه، خریدار این محصول چه صنعتی خواهد بود؟ پاسخ به این پرسشها تعیین میکند پروژه مروست صرفاً یک واحد فرآوری معدنی است یا میتواند به حلقهای از یک زنجیره صنعتی تبدیل شود.
چالش فقط فنی هم نیست. فرآوری مونازیت میتواند با مصرف مواد شیمیایی، تولید پساب و مدیریت پسماندهای حاوی عناصر پرتوزا همراه باشد؛ بنابراین هزینه و الزامات زیستمحیطی نیز بخشی از اقتصاد واقعی پروژه است و نمیتوان آنها را به مرحله بعد موکول کرد.
در نهایت، ایران ممکن است ذخیره قابلتوجهی در اختیار داشته باشد، اما «معدن عناصر نادر خاکی» با «صنعت عناصر نادر خاکی» یکی نیست. اگر تولید در کنسانتره یا محصولات میانی متوقف شود، بخش مهم ارزش افزوده همچنان بیرون از کشور ساخته خواهد شد. آزمون واقعی پروژه مروست زمانی آغاز میشود که مشخص شود ایران میتواند از دل این ذخیره، محصولی با خلوص صنعتی، هزینه رقابتی و مشتری مشخص تولید کند یا نه.
| لینک مطلب: | http://madaniha.ir/News/237493.html |