فولاد ایران در سال ۱۴۰۵ با یک معادله عجیب روبهرو شده است؛ برق و گاز گرانتر شدهاند، اما تولیدکننده همچنان نمیتواند روی تأمین پایدار همان انرژی حساب کند.
معدنی ها /فائزه پناهی؛نرخ گاز واحدهای تولید فلزات از ۸۰۸۰ تومان در فروردین به ۱۳ هزار و ۱۸۷ تومان در شهریور رسیده و نرخ گاز تأسیسات عمومی نیز به ۱۷ هزار و ۸۴۹ تومان افزایش یافته است، بهعبارت دیگر، فولادساز در حال پرداخت پول بیشتری برای انرژی است، اما همچنان تضمینی برای دریافت پایدار آن ندارد.
اما مسئله فقط گرانی انرژی نیست؛ تناقض بزرگتر اینجاست که هزینه بالا میرود، اما ریسک قطعی برق و محدودیت گاز همچنان سر جای خود باقی است؛ در نیمه نخست ۱۴۰۵، نرخ گاز واحدهای تولید فلزات حدود ۶۳ درصد و گاز تأسیسات عمومی نزدیک به ۶۶ درصد افزایش یافته است؛ آن هم در صنعتی که انرژی مستقیماً در قلب فرایند تولید قرار دارد.
در واحدهای احیای مستقیم، گاز فقط سوخت نیست و در تولید آهن اسفنجی نقش فرایندی دارد؛ بنابراین گاز گرانتر یعنی هزینه تولید بالاتر و گاز نرسد یعنی تولید متوقف میشود، برق هم وضعیت بهتری ندارد. کورههای قوس الکتریکی بدون برق پایدار عملاً از کار میافتند و خاموشی فقط چند ساعت تولید را نمیگیرد؛ هزینه راهاندازی مجدد، افت بهرهوری و سرشکنشدن هزینههای ثابت روی تولید کمتر را هم به کارخانه تحمیل میکند.
فولادساز برای فرار از خاموشی میتواند برق آزاد بخرد، اما این فرار هم ارزان نیست و میانگین قیمت برق آزاد در مرداد حدود ۱۵ هزار تومان برای هر کیلوواتساعت گزارش شده و سقف قیمت در بورس انرژی به ۱۶ هزار و ۷۰۰ تومان رسیده است؛ یعنی فولادساز یا تولید نکند و هزینه توقف بدهد، یا تولید کند و هزینه انرژی سنگینتری بپردازد.
این وضعیت یک مزیت قدیمی فولاد ایران را هم زیر سؤال برده است؛ انرژی نسبتاً ارزان. صنعتی که با اتکا به سنگآهن و انرژی ارزان توسعه پیدا کرد، حالا با انرژی گران و ناپایدار مواجه است و ظرفیت روی کاغذ رشد کرده، اما اگر برق و گاز نباشد، بخشی از همین ظرفیت عملاً بلااستفاده میماند.
از سویی دیگر مشکل در بازار صادراتی جدیتر شده است، فولادساز ایرانی نمیتواند هر افزایش هزینهای را روی قیمت محصول بگذارد؛ قیمت جهانی اجازه نمیدهد. بنابراین انرژی گرانتر مستقیماً از حاشیه سود تولیدکننده کم میکند و توان رقابت را تحت فشار میگذارد.
فولادسازان بزرگ برای کاهش این وابستگی به سمت ساخت نیروگاه رفتهاند، اما سؤال اینجاست: قرار است کارخانه فولاد، هم تولیدکننده باشد، هم نیروگاه بسازد و هم هزینه ناترازی انرژی را جبران کند؟
سرمایهگذاری صنایع در انرژی میتواند بخشی از مشکل را حل کند، اما جای زیرساخت پایدار را نمیگیرد. مسئله فولاد فقط قیمت برق و گاز نیست؛ مسئله این است که تولیدکننده نمیداند فردا چه مقدار انرژی، با چه قیمتی و با چه میزان اطمینان در اختیارش خواهد بود.
سال ۱۴۰۵ این تناقض را عیانتر کرده است: انرژی برای فولاد گرانتر شده، اما تولید هنوز به انرژی مطمئن دسترسی ندارد. اگر این معادله اصلاح نشود، افزایش ظرفیت فولاد دیگر الزاماً به معنای افزایش تولید نخواهد بود؛ ممکن است فقط تعداد کارخانههایی را بیشتر کند که ظرفیت دارند، اما انرژی روشنکردن آن را ندارند.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنیها"؛ شما میتوانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنیها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.