
معدنی ها /فائزه پناهی؛ ااگر کاهش تولید فولاد را فقط به جنگ و آسیب برخی واحدها نسبت دهیم، بخش مهمی از مسئله نادیده گرفته میشود؛ فعالان صنعت میگویند محدودیت برق و افزایش هزینه تأمین انرژی، فشار جدی به زنجیره فولاد وارد کرده و حالا سؤال اصلی این است؛ آیا تولید فولاد در ایران با مدل فعلی تأمین انرژی هنوز صرفه اقتصادی دارد؟
طبق آمار اعلامشده، تولید فولاد میانی در سهماهه نخست امسال با کاهش ۲۸ درصدی از حدود ۸ میلیون و ۷۴۹ هزار تن به ۶ میلیون و ۲۵۸ هزار تن رسیده، تولید اسلب حدود ۶۰ درصد و آهن اسفنجی نیز حدود ۳۸ درصد کاهش داشته است؛ افتی که نشان میدهد فشار انرژی فقط به یک حلقه از زنجیره محدود نمانده است.
یکی از چالشهای اصلی، تأمین نشدن کامل برق مورد نیاز واحدهاست؛ کارخانه ممکن است ظرفیت و سفارش داشته باشد، اما برق کافی برای تولید در اختیارش نباشد و در نهایت بین کاهش تولید و خرید برق گران از بازار آزاد انتخاب کند. طبق اظهارات فعالان صنعت، قیمت برق آزاد در مقاطعی به حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ تومان به ازای هر کیلوواتساعت رسیده؛ رقمی که میتواند انرژی را از یک هزینه تولید به عاملی تعیینکننده در اقتصادی بودن تولید تبدیل کند.
در حالی که تبعات محدودیت برق ادامه دارد، نگرانی از محدودیت گاز در زمستان نیز دوباره مطرح شده است؛ به گفته فعالان صنعت، در زنجیره فولاد حدود ۳۶۰ مترمکعب گاز به ازای هر تن محصول مصرف میشود و نرخ گاز صنایع در مردادماه حدود ۱۵ هزار و ۹۰۰ تومان اعلام شده که با هزینههای جانبی میتواند از ۲۰ هزار تومان عبور کند.
مسئله فقط قیمت نیست؛ وقتی انرژی هم محدود شود و هم گران، تولیدکننده از دو طرف تحت فشار قرار میگیرد، یا تولید کاهش پیدا میکند یا هزینه تمامشده بالا میرود، اینجا یک تناقض جدی شکل گرفته است؛ از یک سو برای توسعه فولاد، زنجیرهای گسترده از معدن تا محصول نهایی ایجاد شده و از سوی دیگر زیرساخت انرژی متناسب با این ظرفیت رشد نکرده است. نتیجه، کارخانههایی است که در تابستان با محدودیت برق و در زمستان با نگرانی گاز مواجهاند؛ بنابراین ظرفیت اسمی فولاد لزوماً به معنای ظرفیت واقعی تولید نیست.
افزایش هزینه انرژی نیز در یک کارخانه متوقف نمیشود و به کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی، فولاد میانی و صنایع پاییندستی منتقل میشود؛ به همین دلیل کاهش تولید فولاد میتواند علاوه بر تولید، صادرات، درآمد ارزی و فعالیت حلقههای بعدی زنجیره را هم تحت تأثیر قرار دهد.
نیروگاههای اختصاصی و انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند بخشی از راهحل بلندمدت باشند، اما کمبود برق امروز را حل نمیکنند؛ ساخت نیروگاه زمان و سرمایه میخواهد و نمیتوان تمام بار تأمین انرژی را از شبکه به صنعت منتقل کرد، مسئله فولاد در سال ۱۴۰۵ فقط میزان ظرفیت تولید نیست؛ سؤال اصلی این است که این ظرفیت با چه میزان انرژی و با چه قیمتی میتواند فعال بماند؟ اگر برق و گاز محدود است، باید برنامه روشنی برای تولید و تخصیص انرژی وجود داشته باشد و اگر قیمت انرژی افزایش مییابد، اثر آن بر رقابتپذیری و صادرات نیز باید دیده شود.
کاهش ۲۸ درصدی تولید فولاد شاید فقط یک عدد در گزارش سهماهه نباشد؛ این افت میتواند نشانهای از شکاف میان ظرفیت صنعتی ایجادشده و توان واقعی کشور برای تأمین انرژی این ظرفیت باشد، شکافی که اگر برای آن راهحل پایدار پیدا نشود، هزینه آن را در نهایت خود صنعت و زنجیرههای وابسته پرداخت خواهند کرد.
| لینک مطلب: | http://madaniha.ir/News/237564.html |