قیمت جهانی قلع از ابتدای سال ۲۰۲۶ تا ۷ اکتبر ۳۳٫۵ درصد رشد کرده؛ فلزی که با توسعه صنایع الکترونیک و زیرساختهای هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا کرده، اما یک سؤال جدی پیش روی معدن ایران گذاشته است: ما اصلاً میدانیم کجا میتوانیم از این بازار سهم بگیریم؟
معدنی ها /فائزه پناهی؛ بازار جهانی گاهی با یک اتفاق ساده، ارزش فلزی را به رخ میکشد که سالها زیر سایه نامهای بزرگی مثل مس و سنگآهن مانده است؛ قلع حالا یکی از همین نمونههاست، فلزی که شاید در خبرهای روزانه معدن کمتر دیده شود، اما در ساخت قطعات الکترونیکی، لحیمکاری و تجهیزات صنعتی نقشی دارد که با گسترش فناوری اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ رشد سرمایهگذاری در مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی نیز توجه بازار را به مواد اولیه موردنیاز این صنایع بیشتر کرده است.
اما ماجرا فقط به هوش مصنوعی ختم نمیشود؛ عرضه قلع در جهان به چند منطقه تولیدکننده وابستگی دارد و هر اختلالی در تولید یا صادرات میتواند توازن بازار را تغییر دهد؛ در چنین شرایطی، وقتی تقاضا رشد میکند و عرضه انعطاف محدودی دارد، قیمتها ممکن است با سرعت بیشتری بالا بروند؛ البته افزایش قیمت به معنای تضمین سودآوری نیست و بازار قلع نیز از نوسانهای روزانه در امان نمانده است.
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که باید درباره معدن ایران سؤال کرد؛ چرا فرصتهای معدنی را معمولاً با نام چند ماده شناختهشده دنبال میکنیم و کمتر میپرسیم تغییرات فناوری جهان چه موادی را در سالهای آینده مهمتر خواهد کرد؟ البته این سؤال به معنای آن نیست که ایران حتماً ذخایر اقتصادی قلع دارد یا میتواند بهسرعت وارد بازار جهانی آن شود؛ چنین ادعایی بدون اطلاعات معتبر زمینشناسی و نتایج اکتشاف قابل دفاع نیست.
پیش از هر تصمیمی باید روشن شود که آیا شواهد زمینشناسی امیدوارکنندهای برای کانیسازی قلع در ایران وجود دارد، آیا ذخایر احتمالی از عیار و حجم اقتصادی برخوردارند و آیا استخراج و فرآوری آنها با هزینهای رقابتپذیر امکانپذیر است یا خیر؛ اگر پاسخ این پرسشها منفی باشد، رشد قیمت جهانی صرفاً خبری برای دنبالکردن است، نه فرصتی برای سرمایهگذاری؛ اما اگر دادههای اکتشافی از ظرفیت قابلتوجهی حکایت کنند، آنوقت ارزیابی این فلز میتواند به یکی از مسیرهای تنوعبخشی به سبد معدنی کشور تبدیل شود.
مسئله مهمتر، شیوه نگاه به بخش معدن است؛ آیا موفقیت معدنی را فقط با تناژ استخراج و تعداد معادن فعال میسنجیم یا میخواهیم بدانیم کدام مواد اولیه در زنجیرههای صنعتی آینده ارزش بیشتری پیدا میکنند؟ ممکن است یک ماده معدنی از نظر حجم تولید هرگز با سنگآهن قابلمقایسه نباشد، اما به دلیل کاربرد تخصصی، محدودیت عرضه یا اهمیت راهبردی، ارزش اقتصادی قابلتوجهی داشته باشد؛ البته این مزیت فقط زمانی واقعی است که ذخیره اقتصادی، فناوری فرآوری و مشتری قابلاتکا وجود داشته باشد.
جهش قیمت قلع قرار نیست نسخه آمادهای برای معدن ایران باشد؛ اتفاقاً هشدار اصلی همینجاست: اگر تغییرات بازار جهانی را فقط زمانی جدی بگیریم که قیمتها جهش کردهاند، همیشه یک قدم عقبتر از فرصتها خواهیم بود؛ ایران پیش از آنکه درباره ورود به بازار فلزات کمترشناختهشده تصمیم بگیرد، باید بداند چه ذخایری دارد، کدام مواد قابلیت اقتصادیشدن دارند و سرمایهگذاری در کدام حلقه زنجیره ارزش میتواند بازده واقعی ایجاد کند.
سؤال اینجاست؛ آیا نقشه اکتشاف و سرمایهگذاری معدنی ایران با نیازهای صنعتی آینده بهروز میشود یا همچنان فقط دور همان معادن همیشگی میچرخیم؟
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنیها"؛ شما میتوانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنیها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.