
معدنی ها /فائزه پناهی؛ صنعت معدن ایران امروز بیش از آنکه اسیر کمبود ذخایر یا نبود تقاضا باشد، گرفتار بحران تکنولوژی و فرسودگی تجهیزات است؛ بحرانی خاموش که آرامآرام تولید، ایمنی و حتی توجیه اقتصادی معادن را میبلعد و این در حالی است که جهان وارد عصر «معدنکاری هوشمند» شده، بخش بزرگی از معادن ایران هنوز با ماشینآلاتی فعالیت میکنند که عمرشان از بسیاری از کارگران این معادن بیشتر است.
بر اساس ارزیابی فعالان این حوزه، میانگین عمر ماشینآلات معدنی در ایران به بیش از ۲۰ سال میرسد؛ تجهیزاتی که در کشورهای صنعتی سالهاست از چرخه تولید خارج شدهاند. نتیجه این شکاف تکنولوژیک، چیزی فراتر از کاهش راندمان است: افزایش حوادث، رشد هزینه تعمیرات، افت بهرهوری و عقبماندن از بازارهای جهانی.
سعید صمدی، رئیس انجمن زغالسنگ ایران، با صراحت میگوید ماشینآلات معدنی کشور با دو بحران همزمان روبهرو هستند: فرسودگی و عقبماندگی تکنولوژیک. از نگاه او، یک ماشین معدنی استاندارد باید حداقل ۷۰ درصد زمان آمادهبهکار باشد؛ اما تجهیزات فرسوده نهتنها این نسبت را رعایت نمیکنند، بلکه در معادن دورافتاده، زمان خواب و تعمیر آنها گاهی به هفتهها میرسد. این یعنی تولید متوقف، هزینه ثابت پابرجا و ریسک ایمنی فزاینده.
اما مسأله فقط سن ماشینها نیست؛ تکنولوژی معدنکاری در جهان به سمت مصرف انرژی کمتر، خطای انسانی پایینتر و نظارت هوشمند حرکت کرده است؛ از سنسورهای گازسنج و سیستمهای مانیتورینگ آنلاین گرفته تا ماشینآلات کممصرف و خودران. در مقابل، بسیاری از معادن ایران هنوز فاقد حداقلهای ایمنی دیجیتال هستند؛ وضعیتی که در معادن زغالسنگ، مستقیماً با جان کارگران گره خورده است.
در سالهای اخیر، سیاست ممنوعیت یا محدودیت واردات ماشینآلات معدنی با هدف حمایت از تولید داخل اجرا شد؛ سیاستی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، نهتنها به بومیسازی واقعی منجر نشد، بلکه نوسازی خطوط تولید را متوقف کرد. ظرفیت داخلی برای تأمین ماشینآلات سنگین، هم از نظر کمّی و هم کیفی، پاسخگوی نیاز صنعت نیست. برآوردها نشان میدهد برای تحقق اهداف توسعهای معدن، سالانه دستکم ۲۵ هزار دستگاه ماشین و تجهیزات سنگین مورد نیاز است؛ عددی که فاصله آن با توان تولید داخل، شکاف عمیق سیاست و واقعیت را نشان میدهد.
نکته اما اینجاست که کمبود ماشینآلات، بهخودیخود بحران عددی نیست که با تزریق ارز یا آزادسازی واردات حل شود. ریشه مشکل عمیقتر است: فقدان یک راهبرد روشن برای نقش معدن در اقتصاد ایران. هنوز مشخص نیست هدف سیاستگذار، توسعه زنجیره ارزش و فرآوری است یا صرفاً افزایش استخراج و خامفروشی.
ماشینآلات معدنی، ابزار برداشت صرف نیستند؛ ابزار خلق ارزش افزودهاند. وقتی معدن بهعنوان پیشران صنعتی دیده نشود، طبیعی است که تصمیمها جزیرهای، مقطعی و متناقض باشند. آنچه امروز در معادن کشور دیده میشود، محصول سالها تصمیمگیری بدون نقشه راه است؛ تصمیمهایی که معدن را به مسیری کمبازده و پرریسک سوق دادهاند.
نهایتا این که بحران تجهیزات معدنی ایران، نه صرفاً فنی است و نه فقط اقتصادی؛ این بحران، آیینهای از سردرگمی سیاستی در یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد کشور است و بدون بازتعریف جایگاه معدن، هر نسخهایچه واردات، چه بومیسازی مسکّنی موقت خواهد بود. معدن ایران پیش از ماشینآلات نو، به تصمیمهای نو نیاز دارد.
| لینک مطلب: | http://madaniha.ir/News/236062.html |