همگرایی ملی و عزم گسترده میان دستگاههای دیپلماسی، سیاستگذاران اقتصادی، نهادهای نظارتی تنها راه جلوگیری از خالیماندن ظرفیتهای تولید و از دست رفتن سهم ایران در بازار پررقابت فولاد جهان است و آینده این صنعت حیاتی، در گرو تصمیمهایی است که امروز گرفته میشود.
معدنی ها /صنعت فولاد ایران، بهعنوان یکی از ۱۰ فولادساز برتر جهان، همواره نقش محوری در صادرات غیرنفتی و ارزآوری داشته است. در این میان، میلگرد فولادی بهعنوان محصول پایه و دارای کاربرد گسترده در صنایع ساختمان، زیرساخت، حملونقل و ماشینآلات، از جایگاه ویژهای در سبد صادراتی کشور برخوردار بوده است. بااینحال، دادههای اخیر نشان از یک عقبگرد قابلتوجه در این حوزه حیاتی دارد.
طبق گزارش انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، حجم صادرات میلگرد در ۹ ماهه سال ۱۴۰۴ به یکمیلیون و ۹۲۰ هزارتن رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل (۲ میلیون و ۱۳۲ هزارتن) کاهشی ۱۰ درصدی را ثبت کرده است. نگرانی اصلی اما از کاهش ۱۸ درصدی ارزش صادرات نشأت میگیرد که از یک هزار و ۲۶ میلیون دلار در ۹ ماهه ۱۴۰۳ به ۸۴۵ میلیون دلار در همین مدت از سال جاری رسیده است. این آمار بهوضوح نشاندهنده فشار چندجانبهای است که بر این صنعت وارد میشود. این فشار را میتوان در سه محور اصلی تحلیل کرد.
محور اول: تشدید تحریمها و محدودیتهای مرزی
بدون شک، تشدید تحریمها از سوی غرب و بهویژه اجرای مکانیزمهایی نظیر «ماشه»، نقل و انتقالات مالی و صادراتی ایران را با موانع جدی مواجه کرده است. این فشارها در عرصه عمل بهصورت محدودیتهای مستقیم مرزی توسط شرکای تجاری نیز ظاهرشده است.
اعلام ممنوعیت ورود میلگرد ایرانی از سه پایانه مرزی مهم شلمچه، مهران و سومار توسط دولت عراق، ضربهای سنگین به صادرات این محصول زده است. عراق تا پیشازاین، یکی از اصلیترین و باثباتترین بازارهای هدف میلگرد ایران محسوب میشد. این تصمیم نهتنها موجب انسداد مسیر فیزیکی صادرات شده، بلکه سبب ایجاد نا اطمینانی عمیق نسبت به ثبات سایر بازارهای منطقهای نیز گردیده است.
محور دوم: رقابت فشرده منطقهای و تغییرات ساختاری بازار
درحالیکه ایران با محدودیتهای خارجی دستوپنجه نرم میکند، رقبای منطقهای و جهانی با فراغ بال به تقویت موقعیت خود پرداختهاند. کشورهایی مانند ترکیه و چین با بهرهگیری از روابط تجاری باز تر، دسترسی آسانتر به فناوریهای روز و در برخی موارد یارانههای دولتی، بهشدت در بازارهای سنتی ایران مانند عراق و افغانستان رخنه کردهاند. از سوی دیگر، خود این بازارهای هدف نیز در حال تغییر استراتژی هستند.
تمایل هر دو کشور عراق و افغانستان برای حرکت به سمت خودکفایی در تولید میلگرد، به معنای کاهش دائمی وابستگی آنها به واردات از ایران در بلندمدت است. این دو پدیده، فضای رقابتی را برای تولیدکنندگان ایرانی بسیار دشوارتر از گذشته کرده و ضرورت یافتن بازارهای جدید در حوزههایی مانند کشورهای CIS، شمال آفریقا و حاشیه خلیجفارس را پررنگ میسازد.
محور سوم: معضلات داخلی و پدیده فرار ارزی
در کنار تهدیدات بیرونی، گرههای داخلی نیز دستوپای این صنعت را بسته است. یکی از بارزترین این مشکلات، سوءاستفاده برخی تجار از کارتهای بازرگانی یکبارمصرف است. بر اساس مقررات، صادرکنندگان ایرانی موظف به بازگرداندن ۱۰۰ درصد ارز حاصل از صادرات به چرخه رسمی کشور هستند؛ اما با استفاده از این کارتها، برخی خریداران در کشورهای همسایه مانند عراق، میلگرد ایرانی را بدون نیاز به بازگرداندن ارز خریداری میکنند و حتی آن را به کشورهای ثالث نیز صادر مینمایند.
این پدیده دو آسیب عمده وارد میکند: اول، عدم برگشت ارز به کشور که هدف اصلی صادرات را خنثی میسازد و دوم، ایجاد رقابت ناعادلانه برای صادرکنندگان رسمی که متعهد به بازگرداندن ارز هستند و بنابراین قیمت میلگرد و هزینه تمام شده آن برای آنها بالاتر میرود. این مشکل، انگیزهبخش رسمی اقتصاد برای صادرات را تضعیف میکند. علاوه بر این، بخشنامهها و دستورالعملهای متعدد و گاه متناقض دولتی، بر پیچیدگی فضای کسبوکار افزوده و مانع از برنامهریزی بلندمدت تولیدکنندگان شده است.
راهحلهای پیشرو: عبور از بحران نیازمند عزمی گسترده است:
برای عبور از این سهگانه بحران، اقداماتی هماهنگ و اساسی در سطوح مختلف ضروری به نظر میرسد:
در سطح دیپلماتیک و تجاری: پیگیری فوری و جدی برای رفع ممنوعیتهای مرزی از طریق گفتوگو با مقامات عراق و درعینحال تنوعبخشی سریع به بازارهای صادراتی با تمرکز بر کشورهای جدید الزامی است.
در سطح مقررات داخلی: ساماندهی و نظارت شدید بر صدور و استفاده از کارتهای بازرگانی یکبارمصرف، بهمنظور مسدود کردن راه فرار ارزی و ایجاد فضای رقابتی عادلانه برای همه صادرکنندگان، باید در اولویت قرار گیرد. همچنین، بازنگری در قوانین دستوپا گیر و ایجاد ثبات در سیاستهای ارزی و صادراتی میتواند به بخش خصوصی برای برنامهریزی کمک کند.
در سطح صنعت و فناوری: درنهایت، راهبرد بلندمدت نمیتواند چیزی جز ارتقای کیفیت و کاهش هزینه تولید از طریق جذب و بومیسازی تکنولوژیهای روز تولید باشد. این امر مستلزم ایجاد امکان ارتباط و همکاری با شرکتهای معتبر بینالمللی حتی در شرایط تحریم است. افزایش کیفیت، گذر از اقتصاد تکمحصولی مبتنی بر صادرات شمش و میلگرد معمولی و حرکت به سمت تولید محصولات باارزش افزوده بالاتر در زنجیره فولاد، کلید ماندگاری در بازارهای رقابتی جهانی است.
صنعت میلگرد ایران در تقاطع سه بحران تحریم، رقابت و مشکلات داخلی گرفتار آمده است. آمار کاهشی صادرات، تنها نشانه سطحی این فشار عمیق است. نجات این صنعت و تبدیل تهدیدها به فرصت، دیگر در گرو اقدامات جزئی و مقطعی نیست.
این امر نیازمند یک همگرایی ملی و عزم گسترده میان دستگاههای دیپلماسی، سیاستگذاران اقتصادی، نهادهای نظارتی و خود صنعتگران است. تدوین یک نقشه راه منسجم که به هر سه محور این بحران بهصورت همزمان بپردازد، تنها راه جلوگیری از خالیماندن ظرفیتهای تولید و از دست رفتن سهم ایران در بازار پررقابت فولاد جهان است. آینده این صنعت حیاتی، در گرو تصمیمهایی است که امروز گرفته میشود. / افق فلزات