
معدنی ها /فائزه پناهی؛ وقتی وزیر صمت میگوید "توسعه صنعتی بدون توجه به صنعت فولاد امکانپذیر نیست"، در واقع از یک انتخاب سیاستی تثبیتشده دفاع میکند؛ انتخابی که طی دو دهه گذشته، فولاد را به محور توسعه صنعتی ایران بدل کرده و همزمان ناترازی در انرژی، آب و محیط زیست را تشدید کرده است.
اظهاراتچند روز گذشتهی اتابک در اردکان، بیش از آنکه روایت خودکفایی در زنجیره فولاد باشد، بازتاب آسیبپذیری ساختاری این صنعت است؛ اشاره به وابستگی گذشته به الکترودهای گرافیتی نشان میدهد زنجیره فولاد ایران بر فناوریهایی بنا شده که در برابر تحریمها شکنندهاند و جبران این گلوگاهها، بیشتر ترمیم دیرهنگام سیاستهای پیشین است تا جهش فناورانه.
صنعت فولاد امروز به یکی از کانونهای اصلی فشار بر شبکه انرژی کشور تبدیل شده است و مصرف بالای برق و گاز در شرایط کسری مزمن انرژی، عملاً هزینه توسعه فولاد را به سایر صنایع و جامعه منتقل کرده و «ناترازی» مورد اشاره وزیر را از یک مسئله فنی به یک چالش کلان حکمرانی صنعتی تبدیل کرده است.
تأکید وزیر بر ملاحظات زیستمحیطی نیز ناخواسته بر تعارض میان توسعه فولاد و ظرفیتهای اکولوژیک استانهایی مانند یزد صحه میگذارد؛ جایی که فولادسازی آببر با واقعیت کمآبی مزمن همزمان شده و ریسک نارضایتی اجتماعی را افزایش داده است.
از منظر اشتغال، سهم بالای صنعت و معدن در استان یزد اگرچه قابل توجه است، اما تمرکز بر صنایع سرمایهبر فولادی، توان جذب فارغالتحصیلان را محدود کرده و شکاف میان صنعت و نیروی کار متخصص را تشدید کرده است؛ خلأیی که با توصیه به ایجاد مراکز پژوهشی نیز بهسادگی پر نخواهد شد.
در مجموع، فولاد در ایران نه صرفاً پیشران توسعه، بلکه گرهگاه ناترازیهای انرژی، محیط زیست و اشتغال است و بدون بازنگری در الگوی سیاستگذاری صنعتی، تداوم تمرکز بر فولاد بیش از آنکه مسیر توسعه پایدار را هموار کند، هزینههای پنهان آن را سنگینتر خواهد کرد.
| لینک مطلب: | http://madaniha.ir/News/236186.html |