۱.۷ میلیون تن ذخیره قطعی کرومیت و وعده اشتغال ۱۲۰۰ نفر. اما تجربه جنوب کرمان میگوید هر جا روایت توسعه فقط با عدد ساخته شده، واقعیت معمولاً چیز دیگری از آب درآمده است؛ مسئله این معدن، داشتن ذخیره نیست؛ پرسش اصلی این است که این ذخیره قرار است چه تغییری در سرنوشت منطقه ایجاد کند.
معدنی ها /فائزه پناهی؛ ۱.۷ میلیون تن ذخیره قطعی کرومیت و وعده اشتغال ۱۲۰۰ نفر. اما تجربه جنوب کرمان میگوید هر جا روایت توسعه فقط با عدد ساخته شده، واقعیت معمولاً چیز دیگری از آب درآمده است؛ مسئله این معدن، داشتن ذخیره نیست؛ پرسش اصلی این است که این ذخیره قرار است چه تغییری در سرنوشت منطقه ایجاد کند.
معدن کرومیت فطر در منوجان بهعنوان بزرگترین منبع کرومیت کشور معرفی میشود؛ عنوانی پرطمطراق که اگر به خامفروشی ختم شود، نه «دروازه اشتغال» بلکه مسیر خروج ثروت از جنوب کرمان خواهد بود. توسعه زمانی معنا پیدا میکند که معدن، ابزار تغییر ساختار اقتصادی منطقه باشد، نه فقط یک پروژه استخراجی با آمار بالا.
اظهارات مدیران صمت جنوب استان کرمان بر استخراج همزمان روباز و زیرزمینی تأکید دارد؛ رویکردی که از منظر تولید حداکثری قابل فهم است، اما از منظر توسعه منطقهای نگرانکننده. پرسش روشن است: آیا زیرساختهای منوجان از منابع آب و راههای دسترسی تا توان زیستمحیطی ظرفیت چنین فشاری را دارند؟ یا منطقه باید هزینه شتاب استخراجی را بدهد که منافع اصلی آن بیرون از جغرافیای جنوب کرمان توزیع میشود؟
عدد ۱۲۰۰ شغل، اگرچه جذاب است، اما بدون شفافیت میتواند گمراهکننده باشد؛ تجربه معادن بزرگ کشور نشان داده اشتغال معدنی، اگر به صنایع پاییندستی وصل نشود، اغلب موقت، پیمانکاری و ناپایدار است. چند درصد این مشاغل به نیروهای بومی اختصاص دارد؟ چه سهمی از آنها تخصصمحور و بلندمدت است؟ و چه تعداد، با پایان فازهای پرکار استخراج، حذف خواهند شد؟ اینها سؤالهایی است که در روایت رسمی جایی ندارد، اما برای جامعه محلی تعیینکننده است.
نقطه کور اصلی اما، غیبت زنجیره ارزش است؛ کرومیت مادهای راهبردی است و ارزش واقعی آن در فرآوری، تولید فروآلیاژها و صنایع پیشرفته شکل میگیرد. اگر خروجی معدن فطر صرفاً ماده خام باشد، سهم جنوب کرمان به دستمزد محدود و آسیب محیطزیستی خلاصه میشود؛ معدن بدون صنعت پاییندستی، توسعه نمیآورد؛ فقط آمار تولید را بالا میبرد.
تأکید بر رعایت الزامات زیستمحیطی و ایمنی، اگرچه ضروری است، اما بهتنهایی کافی نیست. فاصله میان توصیه و نظارت مؤثر همان شکافی است که در بسیاری از مناطق معدنی کشور، به بحران اجتماعی و محیطزیستی منجر شده است. استخراج همزمان روباز و زیرزمینی، بدون ارزیابی شفاف اثرات و بدون مشارکت واقعی جامعه محلی، ریسکهایی دارد که نمیتوان با چند جمله کلی از کنار آن عبور کرد.
حضور پارت گوال گیتی بهعنوان بهرهبردار، نشاندهنده ورود سرمایه است؛ اما سؤال کلیدی همچنان باقی است: سهم توسعه محلی در قرارداد این معدن کجاست؟ چه میزان از درآمد به آموزش نیروی بومی، ترمیم محیطزیست و توسعه زیرساختهای منطقه اختصاص مییابد؟ بدون پاسخ روشن به این پرسشها، صحبت از «جهش تولید» بیشتر شبیه شعار است تا برنامه.
معدن کرومیت فطر میتواند نقطه عطف جنوب کرمان باشد؛ اما فقط در صورتی که از الگوی قدیمی استخراج بالا، توسعه پایین عبور شود. در غیر این صورت، این پروژه هم به فهرست معادنی اضافه میشود که ثروت را از دل زمین بیرون کشیدند، اما برای مردمی که کنار آن زندگی میکنند، چیز زیادی باقی نگذاشتند.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنیها"؛ شما میتوانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنیها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.