عرضه بیش از ۳۴۲ هزار تن شمش و ورق گرم در بورس کالا، روی کاغذ نشانهای از تحرک بازار است؛ اما وقتی همزمان قیمت پایه شمش بیش از ۱۳ درصد پایین میآید و عرضهاش ۱۸۵ درصد بالا میرود، یک سوال جدی شکل میگیرد؛ آیا این تنظیم بازار است یا دستکاری بازار؟
معدنی ها /فائزه پناهی؛ دادههای عرضه امروز نشان میدهد سیاستگذار همچنان از ابزار حجم و قیمت پایه برای هدایت بازار فولاد استفاده میکند؛ رویکردی که در ظاهر به تعادل کمک میکند اما در عمل، سیگنالهای متناقضی به تولیدکننده و مصرفکننده میفرستد؛ افزایش ۱۸۵ درصدی عرضه شمش بلوم در کنار کاهش دو رقمی قیمت پایه، بیش از آنکه نتیجه مکانیسم عرضه و تقاضا باشد، شبیه یک مداخله مستقیم برای شکستن قیمتهاست.
از سویی دیگر، ورق گرم با رشد همزمان عرضه و قیمت پایه مواجه است؛ تناقضی که نشان میدهد هیچ چارچوب شفاف و قابل پیشبینی برای کشف قیمت وجود ندارد. بازار، بهجای اینکه از رفتار واقعی تقاضا سیگنال بگیرد، به اعلامیهها واکنش نشان میدهد.
در بازارهای بینالمللی فولاد، از چین تا اروپا، قیمتها عمدتاً در بستر قراردادهای بلندمدت، بورسهای کالایی عمیق و ابزارهای مالی مشتقه کشف میشوند. شرکتها با استفاده از قراردادهای آتی، ریسک خود را پوشش میدهند و نوسانات ناگهانی به حداقل میرسد. حتی در اقتصادهایی با مداخله بالا مثل چین، جهتگیری سیاستی بیشتر بر «کنترل سمت عرضه کلان» (مثل محدودیت تولید بهدلایل زیستمحیطی) متمرکز است، نه دستکاری روزانه قیمت پایه.
در مقابل، مدل فعلی در ایران چند ایراد ساختاری دارد:نخست، قیمت پایه دستوری که عملاً جایگزین مکانیزم رقابت شده است. وقتی قیمت از بالا تعیین میشود، انگیزه برای رقابت واقعی از بین میرود و بازار به سمت رفتارهای رانتی حرکت میکند؛ دوم، نوسانسازی از مسیر عرضه؛ افزایش یا کاهش ناگهانی حجم عرضه، بدون پشتوانه تقاضای واقعی، باعث بیثباتی انتظارات میشود و سوم، فقدان ابزارهای پوشش ریسک؛ نبود بازار عمیق مشتقه باعث شده تولیدکننده و مصرفکننده هر دو در معرض شوکهای قیمتی باشند.
اما نتیجه این ترکیب، بازاری است که نه برای تولیدکننده قابل پیشبینی است، نه برای مصرفکننده قابل اتکا. سرمایهگذار هم در چنین فضایی ترجیح میدهد کوتاهمدت بازی کند، نه بلندمدت.
موضوع مهمتر اما این است که نهایتا چه باید کرد؛ اگر قرار است بازار فولاد از این وضعیت خارج شود، چند تغییر کلیدی اجتنابناپذیر است:
حذف تدریجی قیمتگذاری دستوری و سپردن کشف قیمت به رقابت واقعی؛ توسعه ابزارهای مالی مثل قراردادهای آتی و اختیار معامله برای مدیریت ریسک؛ ثبات در سیاستگذاری عرضه، بهجای شوکهای مقطعی و شفافسازی دادههای واقعی تقاضا و مصرف، نه صرفاً آمار عرضه
حالا اما واقعیت این است که بازار فولاد با «اعلام قیمت» مدرن نمیشود؛ با «اعتماد به بازار» مدرن میشود. تا وقتی سیاستگذار بین کنترل و رهاسازی مردد است، نتیجه چیزی جز بازاری خاکستری با سیگنالهای متناقض نخواهد بود.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنیها"؛ شما میتوانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنیها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.