معدنی ها /فائزه پناهی؛ معاملات این هفته بورس کالا را نباید صرفاً یک گزارش آماری از خرید و فروش چند محصول معدنی دانست. آنچه در تالار معاملات دیده شد، بیش از هر چیز تغییر رفتار بازیگران زنجیره فولاد را آشکار میکند؛ تغییری که اگر درست خوانده نشود، ممکن است چند ماه دیگر خود را در قالب کمبود مواد اولیه، افزایش هزینه تولید و حتی افت تولید فولاد نشان دهد. بازار معمولاً قبل از آنکه بحرانها در آمار تولید نمایان شوند، سیگنالهای خود را از مسیر معاملات ارسال میکند و این بار نیز همین اتفاق افتاده است.
آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تمرکز خریداران بر حلقههای ابتدایی زنجیره است؛ این رفتار نشان میدهد شرکتهای بزرگ بیش از آنکه نگران فروش محصول نهایی باشند، دغدغه تأمین خوراک تولید را دارند. این اتفاق معمولاً زمانی رخ میدهد که فعالان صنعت نسبت به آینده عرضه اطمینان ندارند یا احتمال میدهند در ماههای آینده هزینه تأمین مواد اولیه افزایش پیدا کند. به بیان دیگر، بازار امروز بیش از آنکه به فکر توسعه تولید باشد، در حال بیمه کردن خود در برابر ریسکهای آینده است.
در مقابل، رفتار محتاطانهتر در بخش آهن اسفنجی نیز اتفاقی نیست؛ فولادسازان به خوبی میدانند که تولید بیشتر، زمانی معنا دارد که برق، گاز، امکان صادرات و بازار فروش نیز وجود داشته باشد. در شرایطی که صنعت فولاد هنوز با نااطمینانی در حوزه انرژی دستوپنجه نرم میکند، طبیعی است که بسیاری از واحدها ترجیح دهند به جای افزایش تولید، ابتدا امنیت تأمین مواد اولیه خود را حفظ کنند. این همان نقطهای است که سیاستگذاران کمتر به آن توجه کردهاند؛ زنجیره فولاد فقط با داشتن سنگآهن یا کارخانه رشد نمیکند، بلکه به زیرساخت پایدار نیاز دارد.
نکته نگرانکنندهتر این است که رقابت در صنعت فولاد ایران بهتدریج از بازار محصول نهایی به بازار مواد اولیه منتقل شده است. این تغییر، در ظاهر شاید مثبت به نظر برسد، اما در واقع زنگ خطر است. وقتی تولیدکنندگان به جای رقابت بر سر کیفیت، بهرهوری و بازارهای صادراتی، برای تأمین خوراک تولید رقابت میکنند، یعنی نسبت به آینده زنجیره احساس نااطمینانی وجود دارد. این وضعیت اگر ادامه پیدا کند، میتواند به افزایش قیمت مواد اولیه، کاهش حاشیه سود فولادسازان و برهم خوردن توازن کل زنجیره منجر شود.
نکته قابل تأمل اینجاست که در سالهای اخیر سیاستگذاریها عمدتاً بر توسعه ظرفیت تولید فولاد متمرکز بوده، اما کمتر به این پرسش پاسخ داده شده که آیا زیرساختهای لازم برای تغذیه این ظرفیتها نیز همپای آن توسعه یافته است؟ محدودیتهای مکرر برق و گاز، فرسودگی شبکه حملونقل و چالشهای صادراتی، باعث شده امروز امنیت تأمین مواد اولیه به دغدغه اصلی بنگاهها تبدیل شود. این یعنی بازار، برخلاف روایتهای رسمی، بیش از آنکه به آینده خوشبین باشد، در حال مدیریت ریسک است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمالاً در ماههای آینده شاهد افزایش ارزش حلقههای معدنی نسبت به حلقههای پاییندستی خواهیم بود؛ زیرا مواد اولیه به دارایی استراتژیکتری تبدیل میشود. اما اگر همزمان محدودیتهای انرژی، سیاستهای دستوری و بیثباتی صادرات اصلاح نشود، این افزایش تقاضا الزاماً به رشد تولید فولاد منجر نخواهد شد و تنها هزینه تولید را در کل زنجیره بالا میبرد.
بازار این هفته یک پیام روشن داشت؛ فولاد ایران هنوز از کمبود مشتری نمیترسد، از کمبود «اطمینان» میترسد. تا زمانی که سیاستگذار نتواند امنیت انرژی، ثبات مقررات و دسترسی پایدار به بازارهای صادراتی را تضمین کند، رقابت برای مواد اولیه هر هفته داغتر خواهد شد؛ رقابتی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا میتواند به گلوگاه اصلی صنعت فولاد کشور تبدیل شود.