معدنی ها /فائزه پناهی؛ تا همین چند سال پیش، هر زمان از ژئوپلیتیک سخن به میان میآمد، نگاهها به نفت، گاز و خطوط لوله دوخته میشد؛ اما امروز معادله قدرت در حال تغییر است و آنچه پکن در بازار عناصر نادر خاکی انجام داده، نشان میدهد قرن بیستویکم بیش از آنکه میدان رقابت بر سر انرژیهای فسیلی باشد، عرصه نبرد بر سر زنجیره تأمین مواد معدنی راهبردی است.
چین سالها پیش متوجه شد ارزش واقعی عناصر نادر خاکی تنها در استخراج آنها نیست، بلکه در فرآوری، جداسازی، تولید آلیاژها و تبدیل این مواد به محصولات پیشرفته نهفته است. به همین دلیل، در حالی که بسیاری از کشورها بر توسعه معادن تمرکز کرده بودند، پکن میلیاردها دلار برای ایجاد شبکهای گسترده از واحدهای فرآوری، فناوریهای جداسازی و صنایع پاییندستی سرمایهگذاری کرد، نتیجه آن است که امروز بخش بزرگی از فرآوری جهانی عناصر نادر خاکی همچنان در اختیار چین قرار دارد.
حالا اما این برتری به پکن اجازه داده است در مقاطع حساس، با اعمال محدودیتهای صادراتی یا تشدید کنترل بر فروش برخی عناصر کلیدی، زنجیره تأمین صنایع پیشرفته جهان را تحت فشار قرار دهد؛ این مواد در ساخت آهنرباهای فوققوی، جنگندهها، موشکهای هدایتشونده، رادارها، توربینهای بادی، خودروهای برقی، رباتهای صنعتی و تراشههای پیشرفته نقشی غیرقابل جایگزین دارند. به بیان دیگر، هرگونه اختلال در عرضه آنها تنها بازار معدن را متأثر نمیکند؛ بلکه مستقیماً صنایع دفاعی، فناوری و انرژی جهان را هدف قرار میدهد.
نکته قابل توجه این است که بحران امروز، بحران کمبود ذخایر نیست چرا که بسیاری از کشورها از آمریکا و استرالیا گرفته تا کانادا، برزیل و کشورهای آفریقایی، ذخایر قابلتوجهی از عناصر نادر خاکی دارند اما گره اصلی در حلقهای قرار دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ یعنی فرآوری. استخراج بدون توان فرآوری، وابستگی را از بین نمیبرد و همین موضوع باعث شده بسیاری از پروژههای معدنی خارج از چین همچنان برای تکمیل زنجیره ارزش به فناوری یا ظرفیتهای چینی نیاز داشته باشند.
به همین دلیل است که در ماههای اخیر، دولتهای غربی با سرعت بیشتری به سمت حمایت از پروژههای معدنی داخلی، توسعه کارخانههای فرآوری و ایجاد ذخایر راهبردی مواد معدنی حرکت کردهاند. در واقع، رقابت جهانی از «دسترسی به معدن» به «کنترل زنجیره ارزش» تغییر مسیر داده است.
برای ایران نیز این تحول یک هشدار جدی و در عین حال یک فرصت کمنظیر است. کشور از ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه عناصر نادر خاکی و مواد معدنی استراتژیک برخوردار است، اما تا زمانی که سیاستگذاری بر فروش مواد خام متمرکز باشد، سهم ایران از این بازار محدود خواهد ماند؛ چرا که آینده بازار جهانی به کشورهایی تعلق دارد که بتوانند مواد معدنی را به محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل کنند؛ نه صرفاً آنها را استخراج و صادر کنند.
شاید مهمترین پیام تحولات اخیر این باشد که در نظم جدید اقتصاد جهان، قدرت دیگر فقط از چاههای نفت و گاز به دست نمیآید. کشوری که زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی را در اختیار داشته باشد، میتواند بدون شلیک حتی یک گلوله، بر صنایع راهبردی، امنیت ملی و رشد اقتصادی رقبای خود اثر بگذارد. اگر قرن بیستم را عصر نفت بدانیم، به نظر میرسد قرن بیستویکم به نام معادن استراتژیک و عناصر نادر خاکی ثبت خواهد شد.