اخبار بیمه / شناسه خبر: 237563 / تاریخ انتشار : 1405/7/13 14:36
|

حماسه بازسازی‌های فولاد مبارکه به روایت هنر و رسانه نیاز دارد

حماسه بازسازی‌های فولاد مبارکه پس از حملات فروردین‌ماه، تنها روایتی از بازگشت خطوط تولید نیست؛ تجربه‌ای انسانی و صنعتی است که برای ماندگاری در حافظه جمعی، نیازمند زبان هنر، رسانه و روایت است.

معدنی ها /هر حماسه‌ای برای ماندگاری، نیاز به روایت شدن دارد. حماسه‌ها اگر روایت نشوند، در هیاهوی روزمرگی و انبوه خبرها گم می‌شوند؛ حتی اگر در دل خود، ماه‌ها تلاش، ایستادگی و بازگشت را پنهان کرده باشند.

بازسازی‌های فولاد مبارکه نیز فقط داستان بازگرداندن خطوط تولید و تجهیزات به مدار نیست؛ روایتی است از فولاد مردانی که تمام قد پای کار ایران ایستادند؛ داستان مواجهه یک مجموعه صنعتی با بحران و تلاش برای ایستادن دوباره. اما بازسازی، زمانی در حافظه جمعی ماندگار می‌شود که از دیوارهای کارخانه عبور کند و به زبان جامعه ترجمه شود؛ به تصویر، کلمه، فیلم و روایت. اینجاست که هنر و رسانه وارد ماجرا می‌شوند.

هفتمین نشست روایت فولاد مبارکه با محوریت رسانه، روایت و بازنمایی، در ادامه سلسله‌ رویدادهای محکم‌تر از فولاد، از همین منظر قابل تأمل است؛ تلاشی برای آنکه آنچه در یک مجموعه صنعتی رخ داده، صرفا در گزارش‌های فنی و خبرهای روزانه باقی نماند و امکان تبدیل شدن به روایتی ماندگار را پیدا کند.

 

ثبت تجربه بازسازی و بازگرداندن تولید

در روزهای پس از حملات به فولاد مبارکه، مسئله نخست روشن بود؛ بازگرداندن مجموعه به مدار فعالیت. اما در کنار این بازسازی فیزیکی، مسئله دیگری نیز به تدریج خود را نشان داد؛ اینکه چگونه باید تجربه این دوره ثبت و روایت شود. بازسازی صنعتی، بخش زیادی از خود را پشت دیوارهای کارخانه پنهان می‌کند.

ساعت‌های کار، تصمیم‌های مهندسی، تلاش کارکنان، دشواری‌های فنی و لحظه‌هایی که یک خط تولید دوباره جان می‌گیرد، معمولاً در نهایت به چند عدد و یک خبر کوتاه تقلیل پیدا می‌کنند. اما میان خبر و روایت فاصله وجود دارد. خبر می‌گوید چه اتفاقی افتاده است؛ روایت می‌پرسد این اتفاق چگونه رخ داده، چه کسانی آن را ساخته‌اند و چرا باید در حافظه بماند. به همین دلیل، بازسازی را نمی‌ توان فقط فرآیندی برای ترمیم تجهیزات دانست.

بخشی از آن، ثبت تجربه‌ای است که در آن صنعت با بحران مواجه شده، نیروی انسانی درگیر آن شده و یک مجموعه تلاش کرده است دوباره به نقطه‌ای برسد که چرخه تولید بهتر و به روزتر ادامه پیدا کند. اگر این تجربه روایت نشود، ممکن است بخش مهمی از آن هرگز از محدوده کارخانه فراتر نرود.

سخن گفتن صنعت به زبان دیگر

فولاد، زبان خاص خودش را دارد؛ زبان ظرفیت، تولید، تنوع محصول، انرژی، صادرات، تجهیزات و پروژه‌های توسعه‌ای. این زبان برای صنعت ضروری است، اما الزاما زبان مشترک همه جامعه نیست. رسانه و هنر می‌ توانند این فاصله را کمتر کنند.

یک تصویر می‌تواند پیچیدگی یک فرآیند صنعتی را در چند ثانیه قابل فهم کند. یک فیلم مستند می‌تواند انسان‌هایی را نشان دهد که پشت اعداد تولید دیده نمی‌شوند. یک روایت ادبی می‌تواند تجربه‌ای فنی را به تجربه‌ای انسانی تبدیل کند و یک گزارشگر می‌تواند میان رخدادهای پراکنده، خطی پیدا کند که مخاطب بتواند آن را دنبال کند.

از این منظر، استفاده از ظرفیت طراحان گرافیک، نویسندگان، مستندسازان و فعالان رسانه‌ای برای روایت فولاد مبارکه، فقط انتخاب چند ابزار تبلیغاتی نیست؛ تلاشی است برای ترجمه یک واقعیت صنعتی به زبان‌های متنوعی که جامعه امروز با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

هفتمین نشست روایت فولاد مبارکه نیز در امتداد همین مسیر قرار دارد؛ مسیری که در آن قرار است میان صنعت و کسانی که روایت می‌کنند، ارتباطی مستقیم‌تر شکل بگیرد.

رسانه؛ بازتاب واقعیت یا بازنمایی؟

مفهوم بازنمایی در مطالعات رسانه، دقیقا از همین کانون اهمیت پیدا می‌کند. واقعیت هنگامی که وارد رسانه می‌شود، عینا و بدون واسطه منتقل نمی‌شود. انتخاب تصویر، زاویه نگاه، واژه‌ها، ترتیب روایت و حتی آنچه دیده نمی‌شود، در معنایی که مخاطب دریافت می‌کند، نقش دارند.

بنابراین پرسش فقط این نیست که فولاد مبارکه با بحران حمله چه کرده است؟ پرسش مهمتر این است که این تجربه در اکنون و آینده چگونه دیده خواهد شد؟ بازسازی را می‌ توان از زاویه خسارت روایت کرد، از دیدگاه بازگشت تولید، از منظر مهندسی و فناوری یا از نگاه انسان‌هایی که در این فرآیند حضور داشته‌اند.

هر کدام بخشی از واقعیت را برجسته می‌کنند و تصویری متفاوت در ذهن مخاطب می‌سازند. اینجا همان نقطه ای ست که رسانه از یک انتقال‌دهنده ساده اطلاعات فراتر می‌رود و به بخشی از فرآیند معنا دادن به واقعیت تبدیل می‌شود.

از اقناع تا فهم روایت

در چنین شرایطی، مسئله ارتباط با جامعه را نمی‌توان انحصارا با افزایش تعداد پیام‌ها حل کرد. نظریه پردازان در بحث تبلیغات و اقناع، نشان می‌دهند که اثرگذاری پیام به چگونگی ساخت و ارائه آن و رابطه‌اش با مخاطب وابسته است. برای یک مجموعه صنعتی نیز صرفا گفتنِ ما چه کرده‌ایم کافی نیست.

مخاطب باید بتواند آنچه گفته می‌شود را ببیند، درک کند و در صورت امکان، با آن ارتباط برقرار کند. دقیقا اینجاست که حضور راویان بیرون از سازمان اهمیت پیدا می‌کند. وقتی هنرمند یا روزنامه‌ نگار از نزدیک با یک مجموعه صنعتی دیدار می کند، امکان دارد جزئیاتی را ببیند که در روایت‌های رسمی کمتر دیده شده‌اند.

مشاهده مستقیم، گفت‌وگو و لمس حضور در محیط واقعی صنعت، می‌تواند روایت را از یک پیام سازمانی به یک تجربه روایی نزدیک‌ تر کند. این تفاوت مهمی است میان اینکه یک سازمان درباره خودش سخن بگوید و اینکه دیگران، پس از دیدن و شناختن آن، درباره‌اش روایت کنند.

ماندگاری خبر در خاطره ی فردا

رسانه‌ها به موضوعات وزن می‌دهند. هرچه موضوعی بیشتر دیده و تکرار شود، امکان بیشتری برای حضور در دستور کار عمومی پیدا می‌کند. نظریه برجسته ‌سازی نیز بر همین نقش رسانه‌ها در تعیین میزان توجه عمومی به موضوعات تأکید دارد. اما برای حماسه بازسازی، فقط دیده شدن کافی نیست؛ مسئله ماندگاری است.

خبر عمر کوتاهی دارد. امروز یک حادثه، فردا یک پروژه و پس از آن رویدادی دیگر در مرکز توجه قرار می‌گیرد. حتی یک بازسازی بزرگ نیز اگر در قالب خبرهای پراکنده باقی بماند، ممکن است با گذشت زمان از حافظه عمومی فاصله بگیرد.

روایت می‌تواند این چرخه را تغییر دهد. زمانی که یک تجربه صنعتی به مستند تبدیل می‌شود، وقتی در قالب تصویر و گرافیک ثبت می‌شود، هنگامی که نویسنده‌ای آن را به داستان آدم‌هایش پیوند می‌زند و وقتی رسانه‌ای آن را از زوایای مختلف بررسی می‌کند، دیگر با یک خبر واحد روبه‌رو نیستیم؛ با مجموعه‌ای از روایت‌ها مواجهیم که می‌توانند یک تجربه را در حافظه نگه دارند.

قطعا معنای واقعی ورود فولاد مبارکه به عرصه روایت همین باشد که؛ بازسازی فقط نباید در خطوط تولید اتفاق بیفتد؛ باید در حافظه جمعی نیز جایی برای آن ساخته شود. این نگاه، هنر و رسانه را از حاشیه صنعت به متن یک تجربه بزر‌گتر می‌آورد. صنعتی که سال‌ها با زبان عدد و نمودار سخن گفته، این بار نیاز دارد از زبان تصویر، داستان، مستند و گزارش نیز با جامعه گفت‌وگو کند.

چرا که در نهایت، آنچه یک دوره تاریخی را ماندگار می‌کند، فقط آن چیزی نیست که ساخته یا بازسازی شده است؛ روایتی است که از آن در ذهن انسان‌های این سرزمین باقی می‌ماند. زیرا هنر و رسانه دو بال یک جامعه دموکراتیک و متعالی هستند./دنیای معدن

 

لینک کوتاه

http://madaniha.ir/237563

کلیدواژه

فولاد مبارکه

شرکت فولاد مبارکه

اخبار مرتبط

ارسال نظرات

captcha
آخبرین اخبار
پربیننده ترین ها