معدنی ها /فائزه پناهی؛ ابن روزها بازار داخلی سیمان عملاً در رکود به سر میبرد؛ کاهش محسوس ساختوساز، توقف یا کندی پروژههای عمرانی و افت قدرت خرید در بخش مسکن باعث شده مصرف واقعی سیمان نسبت به سالهای قبل کاهش پیدا کند و دادههای موجود نشان میدهد مصرف داخلی سیمان در ماههای اخیر نسبت به دوره مشابه سال قبل افت داشته و برخلاف سالهایی که بازار با تقاضای هیجانی یا انباشته روبهرو بود، و حالا خریداران عمده نیز با احتیاط وارد بازار میشوندکه این وضعیت باعث شده فشار تقاضا بهعنوان عامل افزایش قیمت، عملاً نقش کمرنگی داشته باشد.
با این حال، در سمت عرضه تصویر کاملاً ساده نیست؛ صنعت سیمان ایران با وجود ظرفیت اسمی بالا، در عمل با محدودیتهای جدی انرژی مواجه است. قطعی برق در فصل گرم و محدودیت گاز در ماههای سرد، تولید پیوسته را مختل کرده و کورههایی که باید بدون توقف فعالیت کنند، ناچار به خاموشیهای مقطعی شدهاند. این مسأله نهتنها هزینه تولید هر تن سیمان را بالا برده، بلکه بهرهوری تجهیزات را کاهش داده و هزینههای تعمیر و نگهداری را افزایش داده است. در چنین شرایطی، حتی اگر تقاضا ضعیف باشد، قیمت تمامشده تولید مسیر صعودی پیدا میکند.
قیمت سیمان در بازار داخلی دقیقاً در همین نقطه دچار تناقض شده است؛ از یکسو رکود تقاضا اجازه جهش پایدار قیمت را نمیدهد و از سوی دیگر، افزایش هزینههای تولید، حملونقل و انرژی مانع کاهش واقعی قیمت میشود که نتیجه این دو فشار متضاد، بازاری نوسانی است که قیمتها نه سقوط میکنند و نه ثبات پیدا میکنند؛ در برخی مقاطع، کاهش مقطعی قیمت مشاهده میشود و بلافاصله با محدودیت عرضه یا اختلال انرژی، بازار دوباره ملتهب میشود. این نوسانات بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای مصرف داشته باشد، محصول نااطمینانی ساختاری بازار است.
در این میان، نقش سیاستگذاری و سازوکارهای عرضه بیش از پیش برجسته شده است؛خروج یا تضعیف نقش بورس کالا در برخی دورهها، زمینه بازگشت واسطهگری و قیمتسازی غیرشفاف را فراهم کرده است و در بازاری که تقاضای واقعی ضعیف است، هرگونه محدودیت عرضه یا اخلال در شفافیت، میتواند قیمت را بهصورت مصنوعی بالا نگه دارد؛ به بیان دیگر، بخشی از قیمت سیمان امروز نه در کارخانه و نه در پروژههای عمرانی، بلکه در حلقه توزیع و واسطهگری شکل میگیرد.
از منظر کلان، صنعت سیمان ایران گرفتار یک پارادوکس است: ظرفیت تولید بالا، اما بازار کمجان؛ هزینه تولید رو به افزایش، اما قدرت خرید رو به کاهش. صادرات نیز اگرچه میتواند بخشی از فشار مازاد عرضه را کاهش دهد، اما محدودیتهای لجستیکی، رقابت منطقهای و سیاستهای ارزی، اجازه تبدیل صادرات به یک موتور پایدار درآمدی را نداده است. در چنین شرایطی، تولیدکننده نه توان سرمایهگذاری جدید دارد و نه امکان کاهش معنادار قیمت برای تحریک تقاضا.
ماجرا اما اینجاست که اگر چه بازار سیمان ایران امروز بیش از آنکه تحتتأثیر شوکهای بیرونی مانند جنگ یا بحرانهای ناگهانی باشد، اسیر مشکلات مزمن داخلی است؛ مشکلاتی که اگر حل نشوند، این صنعت را در یک وضعیت فرسایشی نگه میدارندگ اما تا زمانی که تکلیف سیاست انرژی، شفافیت عرضه، نقش بورس کالا و تحریک تقاضای واقعی در بخش مسکن مشخص نشود، قیمت سیمان نه به تعادل میرسد و نه به ثبات. سیمان در حال حاضر کالایی است که «نه گران میتواند بشود و نه ارزان اجازه دارد بشود»؛ و این دقیقاً خطرناکترین وضعیت برای یک صنعت پایه است.