اخبار بیمه / شناسه خبر: 236105 / تاریخ انتشار : 1404/11/4 11:33
|

نقره ۱۰۰ دلاری و طلای ۵۰۰۰ دلاری؛ رأی عدم اعتماد بازارها به سیاست‌گذاران

جهش تاریخی قیمت نقره به بالای ۱۰۰ دلار و نزدیک‌شدن بهای طلای جهانی به مرز ۵۰۰۰ دلار، در نگاه اول می‌تواند یک رکورد هیجان‌انگیز در بازار فلزات گران‌بها تلقی شود؛ اما در واقع، این اعداد بیش از آنکه خبر خوب باشند، نشانه‌ای نگران‌کننده از وضعیت اقتصاد جهانی‌اند. وقتی سرمایه‌گذاران در چنین ابعادی به سمت طلا و نقره هجوم می‌برند، معنایش ساده است: اعتماد به ارزها، سیاست‌های پولی و آینده اقتصاد جهانی به‌شد

معدنی ها /فائزه پناهی؛ جهش تاریخی قیمت نقره به بالای ۱۰۰ دلار و نزدیک‌شدن بهای طلای جهانی به مرز ۵۰۰۰ دلار، در نگاه اول می‌تواند یک رکورد هیجان‌انگیز در بازار فلزات گران‌بها تلقی شود؛ اما در واقع، این اعداد بیش از آنکه خبر خوب باشند، نشانه‌ای نگران‌کننده از وضعیت اقتصاد جهانی‌اند؛ وقتی سرمایه‌گذاران در چنین ابعادی به سمت طلا و نقره هجوم می‌برند، معنایش ساده است: اعتماد به ارزها، سیاست‌های پولی و آینده اقتصاد جهانی به‌شدت تضعیف شده است.

بازار طلا و نقره معمولاً زمانی وارد فازهای افراطی می‌شود که نااطمینانی به اوج می‌رسد؛ امروز هم همین اتفاق در حال رخ‌دادن است که افزایش بدهی دولت‌ها، سیاست‌های انبساطی ممتد، تنش‌های ژئوپلیتیکی و شکنندگی زنجیره‌های تأمین باعث شده سرمایه‌گذاران ترجیح دهند دارایی‌هایی را انتخاب کنند که نه وعده می‌دهند و نه بدهکارند. طلا و نقره در این فضا تبدیل به رأی عدم اعتماد به سیاست‌گذاران اقتصادی شده‌اند.

اما آنچه در این میان کمتر به آن پرداخته می‌شود، اثر دومینویی این جهش قیمتی بر اقتصادهایی مانند ایران است؛ رشد قیمت فلزات گران‌بها در جهان، به‌طور مستقیم انتظارات تورمی را در داخل تقویت می‌کند و میل به نگهداری دارایی‌های غیرمولد را افزایش می‌دهد و وقتی طلا در جهان رکورد می‌زند، سرمایه در اقتصاد ایران به‌جای حرکت به سمت تولید، بیش‌ازپیش در پناهگاه‌های امن قفل می‌شود؛ نتیجه آن کاهش سرمایه‌گذاری، تشدید سفته‌بازی و فشار مضاعف بر بازار ارز است.

از سوی دیگر، این تحولات یک فرصت بالقوه هم دارند که معمولاً در ایران به تهدید تبدیل می‌شود؛ قیمت‌های بالای جهانی فلزات می‌توانند درآمدهای صادراتی کشورها را افزایش دهند، اما فقط در صورتی که ساختار صادرات، بازگشت ارز و سیاست‌گذاری ارزی شفاف و کارآمد باشد که در غیر این صورت، رشد قیمت جهانی نه‌تنها کمکی به ثبات اقتصادی نمی‌کند، بلکه به دلیل بازنگشتن ارز و توزیع رانتی منابع، خود به عاملی برای بی‌ثباتی بیشتر تبدیل می‌شود.

واقعیت این است که نقره ۱۰۰ دلاری و طلای نزدیک به ۵۰۰۰ دلار، نشانه رونق نیست؛ نشانه بحران است. بحرانی که از دل بی‌اعتمادی جهانی زاده شده و برای اقتصادهایی که با ضعف سیاست‌گذاری، ناترازی‌های مزمن و فرار سرمایه مواجه‌اند، پیامدهای سنگین‌تری دارد؛ اگر سیاست‌گذاران این سیگنال را صرفاً یک خبر بازار ببینند و نه یک هشدار ساختاری، باید منتظر باشند که اثرات آن با تأخیر، اما شدیدتر، در تورم، نرخ ارز و رکود سرمایه‌گذاری داخلی نمایان شود.

در نهایت، آنچه بازار طلا و نقره امروز فریاد می‌زند، این نیست که فلزات گران‌بها جذاب شده‌اند؛ بلکه این است که اقتصاد جهانی در حال عبور از مرحله‌ای پرریسک است و کشورهایی که آماده نباشند، هزینه این بی‌اعتمادی را بسیار بیشتر از دیگران خواهند پرداخت./mining

مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنی‌ها"؛ شما می‌توانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنی‌ها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیام‌های خود با ما در ارتباط باشید.

 

 

لینک کوتاه

http://madaniha.ir/236105

کلیدواژه

نقره

بهای طلای جهانی

اخبار مرتبط

ارسال نظرات

captcha
آخبرین اخبار
پربیننده ترین ها