آنچه امروز در بازار فولاد ایران در حال وقوع است، نه یک شوک ناگهانی بلکه نتیجه انباشتهشدن سیگنالهای هشداردهندهای است که دستکم از دو سال قبل در دادههای بخش ساختمان قابل ردیابی بود؛ کاهش فعالیت ساختمانی دیگر صرفاً یک متغیر بخشی نیست؛ این رکود اکنون به یک ریسک سیستماتیک برای کل زنجیره فولاد تبدیل شده است.
معدنی ها /فائزه پناهی؛ آنچه امروز در بازار فولاد ایران در حال وقوع است، نه یک شوک ناگهانی بلکه نتیجه انباشتهشدن سیگنالهای هشداردهندهای است که دستکم از دو سال قبل در دادههای بخش ساختمان قابل ردیابی بود؛ کاهش فعالیت ساختمانی دیگر صرفاً یک متغیر بخشی نیست؛ این رکود اکنون به یک ریسک سیستماتیک برای کل زنجیره فولاد تبدیل شده است.
طبق گزارش منتشرشده از سوی Steel Price، بخش ساختمان همچنان مهمترین موتور تقاضای فولاد کشور، بهویژه در حوزه مقاطع طویل محسوب میشود و تجربه سالهای گذشته نشان میدهد افت صدور پروانههای ساختمانی با یک وقفه زمانی مشخص، ابتدا مصرف میلگرد و تیرآهن و سپس تقاضای محصولات تخت را هدف قرار میدهد. این همان اثر دومینویی است که امروز نشانههای آن بهوضوح در بازار فولاد دیده میشود.
افزون بر این بر اساس دادههای رسمی، تعداد پروانههای احداث بنا در سال ۱۴۰۳ به ۱۴۲ هزار و ۵۵۴ فقره رسیده که نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود ۳.۲ درصد کاهش داشته است و این افت در نگاه نخست چندان بزرگ به نظر نمیرسد، اما خطای تحلیل دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ مسأله اصلی نه سطح کاهش، بلکه تغییر جهت روند است. بازار فولاد معمولاً به افتهای تدریجی واکنش کند اما عمیق نشان میدهد و همین کاهشهای ظاهراً محدود، زمینهساز شوکهای بزرگتر در دورههای بعدی میشوند.
نگرانی اصلی به سال ۱۴۰۴ بازمیگردد؛ جایی که تنها در بهار امسال ۲۹ هزار و ۲۹۵ فقره پروانه احداث بنا در کشور صادر شده که نسبت به بهار سال قبل افت معنادار ۲۲.۷ درصدی را نشان میدهد. اگر این روند در فصلهای بعد نیز تداوم یابد، به معنای تضعیف جدی جریان آغاز پروژههای جدید ساختمانی خواهد بود؛ موضوعی که برخلاف گذشته، با تأخیر زمانی محدود و حتی تقریباً همزمان، خود را در کاهش مصرف فولاد نشان میدهد. اینبار صنعت فولاد با یک کاهش تقاضای تدریجی مواجه نیست، بلکه با خطر خشکشدن ناگهانی بازار مصرف روبهروست.
ابعاد بحران زمانی عمیقتر میشود که نسبت هزینه ساخت به قیمت فروش در نظر گرفته شود؛ جهش هزینههای مصالح، دستمزد، انرژی و عوارض باعث شده در بسیاری از پروژهها، هزینه تمامشده ساخت به مرز ارزش فروش واحد مسکونی برسد یا حتی از آن فراتر رود؛ در چنین شرایطی، عقبنشینی سرمایهگذار از بازار مسکن نه یک رفتار هیجانی، بلکه یک تصمیم کاملاً عقلانی اقتصادی است. نتیجه این تصمیم اما مستقیماً به صنعت فولاد منتقل میشود؛ بازاری که با مازاد عرضه، فشار مضاعف بر قیمتها و تشدید رقابت مخرب در بازار داخلی مواجه خواهد شد و صادرات نیز بدون راهبرد مشخص، از ابزار توسعه به ابزاری برای تخلیه بحران بدل میشود.
اما نکته انتقادی آنجاست که این وضعیت کاملاً قابل پیشبینی بود؛ دادههای مربوط به افت صدور پروانه ساختمانی، افزایش هزینه ساخت و کاهش جذابیت سرمایهگذاری بخش خصوصی، همگی پیش از ورود بازار فولاد به فاز رکودی در دسترس سیاستگذار قرار داشتند؛ با این حال، واکنشها یا با تأخیر همراه بوده یا در حد اظهارنظرهای کلی باقی مانده است. اکنون روشن است که عبور از این وضعیت صرفاً با مداخلات مقطعی در بازار فولاد ممکن نخواهد بود.
در شرایط فعلی، سیاستگذار ناگزیر است به مجموعهای از اقدامات همزمان بیندیشد؛ از تحریک تقاضای واقعی از مسیر تأمین مالی ساخت و کاهش هزینههای صدور پروانه گرفته تا فعالسازی پروژههای زیرساختی بهعنوان ضربهگیر رکود و بازتعریف راهبرد صنعتی فولاد با تمرکز بر تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر و صادرات هدفمند. تجربه اقتصاد ایران بارها نشان داده است که وقتی موتور ساختمان خاموش میشود، صنعت فولاد نهتنها تقاضا، بلکه قدرت چانهزنی خود را نیز از دست میدهد و اگر این چرخه بهموقع اصلاح نشود، رکود فعلی میتواند به یکی از عمیقترین دورههای افت صنعت فولاد در دهه اخیر تبدیل شود؛ رکودی که اینبار نه حاصل شوکهای بیرونی، بلکه نتیجه نادیدهگرفتن دادههای هشداردهنده داخلی است.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنیها"؛ شما میتوانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنیها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.