معدنی ها /صنعت فولاد ایران طی پنج سال گذشته بهطور مداوم با محدودیتهای انرژی مواجه بوده؛ محدودیتهایی که از سال ۱۴۰۰ به این سو، از یک مشکل مقطعی به بخشی از واقعیت روزمره این صنعت تبدیل شدهاند. در این مدت، محدودیتهای برق و گاز نهتنها کاهش نیافته، بلکه هر سال نسبت به سال قبل تشدید شده و به همان نسبت، تولید، درآمد و سودآوری شرکتهای فولادی را تحت فشار قرار داده است.
در این سالها، بسیاری از واحدهای فولادی کشور ناچار شدهاند بخشی از ظرفیت تولید خود را به دلیل کمبود برق یا گاز بلااستفاده بگذارند. نتیجه این وضعیت آن بوده که بخشی از سرمایهگذاریهای انجامشده عملاً از مدار بهرهبرداری خارج شده و محدودیت انرژی، از یک چالش عملیاتی، به مانعی ساختاری برای صنعت فولاد کشور تبدیل شده است.
برآوردها نشان میدهد حاصل این روند در مقیاس ملی، از دست رفتن حدود ۲۶ میلیون تن تولید فولاد در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ بوده است؛ رقمی که ارزش آن حدود ۱۴ میلیارد دلار برآورد میشود. با این حال، آنچه سال ۱۴۰۵ را از سالهای گذشته متمایز میکند، فقط تداوم محدودیتهای انرژی نیست، بلکه همزمانی این محدودیتها با شرایطی است که بخشی از صنعت فولاد کشور در حال بازسازی و جبران آسیبهای ناشی از جنگ است.
در این میان، فولاد خوزستان نمونهای روشن از این شرایط به شمار میرود. این شرکت بهعنوان دومین قطب فولادی کشور، بزرگترین عرضهکننده شمش فولادی ایران و تأمینکننده مواد اولیه هفت واحد نوردی خوزستان، امروز بیش از هر زمان دیگری به تولید پایدار نیاز دارد. دلیل این نیاز نیز روشن است؛ بازسازی بدون منابع مالی ممکن نیست و مهمترین منبع تأمین مالی هر واحد صنعتی، استمرار تولید و فروش محصولات آن است.
فولاد خوزستان با ظرفیت چهار میلیون تن فولاد در سال، نقشی کلیدی در تأمین مواد اولیه صنایع پاییندستی، صادرات محصولات فولادی و ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم ایفا میکند. از این رو، هرگونه اختلال در روند تولید این شرکت، فقط به یک بنگاه اقتصادی محدود نمیشود، بلکه آثار آن در بخشهای مختلف زنجیره تولید و اقتصاد کشور نمایان خواهد شد.
در شرایط عادی، کاهش تولید به معنای افت درآمد و سودآوری است؛ اما در وضعیت فعلی، کاهش تولید مفهومی فراتر پیدا کرده است. هر میزان افت تولید، میتواند سرعت بازسازی، نوسازی تجهیزات آسیبدیده و بازگشت ظرفیتهای از دسترفته را نیز کاهش دهد. به بیان دیگر، محدودیت انرژی دیگر فقط بر عملکرد عملیاتی شرکتها اثر نمیگذارد، بلکه بر توان احیای ظرفیتهای صنعتی نیز تأثیر مستقیم دارد.
تولید، موتور اصلی تأمین مالی بازسازی، حفظ اشتغال، تداوم صادرات و تثبیت جایگاه صنایع راهبردی کشور است. در شرایطی که بخشی از صنایع کشور در حال جبران خسارتها و بازگرداندن ظرفیتهای خود هستند، استمرار محدودیتهای انرژی میتواند روند این بازسازی را با دشواری بیشتری مواجه کند.
تجربه پنج سال گذشته نشان داده که محدودیتهای انرژی نهتنها به کاهش تولید منجر شده، بلکه بخشی از ظرفیتهای بالفعل صنعت فولاد را نیز بلااستفاده گذاشته است. اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا تکرار همین وضعیت، در دورهای که صنعت بیش از هر زمان دیگری به احیا و بازسازی نیاز دارد، میتواند پیامدهایی سنگینتر از گذشته به همراه داشته باشد؟
صنعت فولاد ایران در سالهای اخیر نشان داده که حتی در دشوارترین شرایط نیز توان ادامه فعالیت را دارد. با این حال، پرسش اساسی این است که آیا صنعتی که از بحرانها و آسیبهای متعدد عبور کرده، باید در مرحله بازسازی نیز همچنان با محدودیتهایی روبهرو باشد که امکان احیای سریع ظرفیتهای آن را کاهش میدهد؟ پاسخ به این پرسش، فقط به آینده یک شرکت یا یک صنعت محدود نمیشود، بلکه به آینده بخشی از توان تولیدی کشور گره خورده است. / معدن نیوز