معدنی ها /فائزه پناهی؛ چند سال پیش هر جا صحبت از معدن بود، همه نگاهها به لیتیوم، کبالت و نیکل دوخته میشد. تب خودروهای برقی باعث شد سرمایهها از معادن طلا خارج شوند و به سمت فلزات باتری بروند. بسیاری از شرکتهای معدنی هم بودجه اکتشاف طلا را کاهش دادند یا پروژههای جدید را متوقف کردند. دلیلش ساده بود؛ بازدهی فلزات موردنیاز انرژیهای پاک، از طلا بیشتر به نظر میرسید.
اما دنیا آنطور که پیشبینی میشد پیش نرفت؛رشد فروش خودروهای برقی کند شد، قیمت لیتیوم سقوط کرد، بازار فلزات باتری وارد رکود شد و همزمان، جهان با موجی از بحرانهای سیاسی و اقتصادی روبهرو شد؛ از جنگ اوکراین و تنشهای خاورمیانه گرفته تا جنگ تعرفهای آمریکا و چین و افزایش بیسابقه بدهی دولتها. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران دوباره همان پناهگاه قدیمی را انتخاب کردند؛ طلا.
حالا شرکتهای معدنی در استرالیا، کانادا، آفریقا و آمریکای جنوبی پروژههایی را که سالها خاک میخورد، دوباره از کشو بیرون آوردهاند. معدنی که دیروز با قیمتهای پایین طلا صرفه اقتصادی نداشت، امروز دوباره سودآور شده است. حتی شرکتهایی که تمرکزشان روی مس یا نیکل بود، دوباره به دنبال خرید معادن طلا هستند.
اما مهمترین سؤال برای ایران این است؛ ما کجای این موج ایستادهایم؟ ایران روی کمربند طلایی جهان قرار دارد و هنوز بخش بزرگی از ذخایر آن اکتشاف نشده است، در حالی که کشورهای دیگر با جذب سرمایه و فناوری، تولید طلا را افزایش میدهند، بسیاری از پروژههای طلای ایران همچنان درگیر مجوز، کمبود سرمایه، تجهیزات فرسوده و اکتشاف ناقص هستند.
نکته جنجالی ماجرا اینجاست که اگر قیمت جهانی طلا همچنان بالا بماند، بزرگترین فرصت معدنی دهه آینده شاید نه مس باشد، نه لیتیوم و نه آهن؛ طلا. فلزی که همه تصور میکردند دوران طلاییاش تمام شده، دوباره به ستاره بازار تبدیل شده است.شاید این بار سؤال اصلی این نباشد که قیمت طلا تا کجا بالا میرود؛ بلکه این باشد که ایران تا چه زمانی میخواهد تماشاگر این تب طلایی بماند.