معدنی ها /فائزه پناهی؛ برخلاف بخشنامه صریح دولت و دستور مستقیم رئیسجمهور، محدودیت گاز صنایع فولادی نهتنها برداشته نشد، بلکه در برخی واحدها تشدید هم شد؛ واقعیتی که بار دیگر شکاف عمیق میان تصمیمسازی در پایتخت و اجرای سیاستها در میدان را عیان کرده است و حالا فولاد، بهعنوان یکی از معدود صنایع ارزآور کشور، این روزها نه قربانی تحریم است و نه کمبود تقاضا، بلکه اسیر ناترازی مزمن انرژی و سیاستگذاریای شده که در مرحله اجرا فرو میریزد.
در ابتدای آذرماه، دولت با تاکید ویژه رئیسجمهور اعلام کرد که محدودیت تامین گاز صنایع فولاد و پتروشیمی بهطور کامل رفع میشود تا این بخشها بتوانند تولید و صادرات را تقویت کنند. حتی معاون برنامهریزی وزارت صمت صراحتا از عدم هرگونه محدودیت گازی تا پایان آذر سخن گفت؛ اما آنچه امروز در خطوط تولید میگذرد، روایت دیگری دارد؛ روایت کاهش ۳۰ تا ۵۰درصدی گاز، توقف کورهها و افت تولید در زنجیرهای که قرار بود موتور ارزآوری کشور باشد.
اظهارات مدیران صنعت فولاد نشان میدهد بخشنامه دولت، پیش از رسیدن به کارخانهها، در پیچوخم تصمیمات استانی و ناهماهنگی نهادی متوقف شده است. غلامرضا سلیمی، معاون بهرهبرداری فولاد مبارکه، میگوید از نیمه دوم آذر، گاز تحویلی این مجموعه تا ۵۰درصد کاهش یافته؛ رقمی که حتی فراتر از سقف محدودیتهای اعلامی دولت است که نتیجه روشن است: کاهش تولید، حذف تدریجی صادرات و فشار مضاعف بر زنجیرهای که هزاران واحد بالادستی و پاییندستی به آن وابستهاند.
اما مساله فقط یک کارخانه یا یک استان نیست. فولاد یک صنعت پیشران است؛ کند شدن آن، به معنای ایستادن دهها صنعت وابسته، از معدن تا ساختمان و لوازم خانگی است. وقتی گاز بهعنوان خوراک اصلی این صنعت قطع یا محدود میشود، امکان استفاده از سوخت جایگزین وجود ندارد و محدودیت ۵۰درصدی، عملا حکم تعطیلی واحدهای احیای مستقیم را دارد. این یعنی تصمیمی که روی کاغذ برای مدیریت انرژی گرفته شده، در عمل به ضدتولید و ضدصادرات تبدیل میشود.
وحید یعقوبی، معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، از زاویهای کلانتر به ماجرا نگاه میکند و هشدار میدهد که صنعت فولاد سالانه بهطور متوسط حدود ۴میلیارد دلار ارزش تولید از دسترفته دارد؛ عددی که مستقیما ناشی از محدودیتهای انرژی است؛ به گفته او، امید فولادیها این بود که آذرماه امسال نقطه توقف این روند فرسایشی باشد، اما تداوم و تشدید محدودیت گاز، این امید را هم از بین برد.
تناقض بزرگ ماجرا آنجاست که کشور در یکی از حساسترین مقاطع ارزی قرار دارد و سیاستگذار از یکسو بر افزایش صادرات غیرنفتی تاکید میکند و از سوی دیگر، گاز صنایع ارزآور را میبندد. این دوگانه، نهتنها منطق اقتصادی ندارد، بلکه اعتماد بخش خصوصی به ثبات تصمیمات را نیز بهشدت تضعیف میکند؛ وقتی دستور رئیسجمهور هم ضمانت اجرا ندارد، پیام روشنی به تولیدکننده مخابره میشود: برنامهریزی بلندمدت بیمعناست.
محدودیتهای انرژی در صنعت فولاد، دیگر یک بحران مقطعی زمستانی نیست؛ به یک روند ساختاری تبدیل شده که هر سال زودتر شروع میشود و دیرتر پایان مییابد. اگر در گذشته دی و بهمن ماههای پرریسک بودند، امروز آذر تا اسفند به فصل نااطمینانی تولید بدل شده است. ادامه این مسیر، نهتنها صادرات فولاد، بلکه جایگاه ایران در زنجیره جهانی این صنعت را تضعیف خواهد کرد.
واقعیت این است که مساله فولاد، مساله گاز است؛ اما مساله گاز، مساله حکمرانی انرژی است؛ تا زمانی که تصمیمات کلان ضمانت اجرا نداشته باشند و ناترازی انرژی با راهکارهای مقطعی و سلیقهای مدیریت شود، ضربه گازی به فولادیها هر سال تکرار خواهد شد؛ ضربهای که اینبار، مستقیم به تولید، اشتغال و درآمد ارزی کشور وارد میشود.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی "معدنیها"؛ شما میتوانید از دایرکت پیج اینستاگرام "معدنیها" به آدرس madanihanews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.