معدنی ها /فائزه پناهی؛ سقوط ارزش صادرات سرب ایران به حدود ۲۰ میلیون دلار در سال ۲۰۲۴ و ثبت کاهش ۶۶ درصدی، نشانهای آشکار از اختلال ساختاری در زنجیره معدن تا تجارت این فلز است؛ آن هم در بازاری که ارزش صادرات جهانی آن به ۹.۶ میلیارد دلار رسیده و روندی رو به رشد دارد؛ قرار گرفتن ایران در رتبه پنجاهوسوم جهان، نه حاصل نوسان مقطعی، بلکه نتیجه حذف تدریجی کشور از جریان اصلی تجارت جهانی سرب است.
این عملکرد ضعیف در حالی ثبت شده که ایران از منظر ذخایر و تولید، در میان کشورهای مهم تولیدکننده سرب قرار دارد، اما عدم توازن میان تولید و صادرات، مزیت معدنی را به مزیت اقتصادی تبدیل نکرده است؛ در واقع تمرکز تجارت جهانی بر سرب خام با سهمی بیش از ۸۴ درصد نشان میدهد افت صادرات ایران حتی در سادهترین بخش زنجیره ارزش رخ داده؛ موضوعی که بیش از هر چیز به بیثباتی مقررات صادراتی، نبود قراردادهای بلندمدت فروش، اختلال در لجستیک و هزینههای مبادله بالا بازمیگردد.
از منظر رقابتی، همزمانی افت صادرات ایران با جهش صادراتی کشورهایی مانند مالزی، مکزیک و بلغارستان، بیانگر عقبماندگی ایران در حفظ بازارهای هدف است؛ در شرایطی که کشورهای آسیایی نزدیک به ۴۰ درصد صادرات جهانی سرب را در اختیار دارند، کاهش سهم ایران به معنای واگذاری بازار منطقهای به رقباست؛ آن هم بدون آنکه جایگزین صنعتی یا صادراتی دیگری برای جبران این افت تعریف شده باشد.
در سطح کلان، تداوم این روند پیام روشنی برای سرمایهگذاری معدنی دارد: نبود افق پایدار صادراتی، ریسک فعالیت در بخش سرب را افزایش داده و انگیزه توسعه معادن و واحدهای فرآوری را تضعیف میکند. نتیجه چنین سیاستی، محدود شدن ایران به نقش تولیدکنندهای کماثر و صادرکنندهای حاشیهای است؛ جایگاهی که با ظرفیتهای معدنی کشور همخوانی ندارد و هزینه آن در نهایت به کاهش ارزآوری و فرسایش مزیتهای نسبی خواهد انجامید.